eitaa logo
نقد فیلم داخلی
517 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان: حجم: 1.2M
▪️اگر امریکا در مورد داعش با محوریت مخاطب غرب آسیایی فیلم می‌ساخت، مؤلفه‌های زیر رو رعایت می‌کرد: ۱. اسمی از اینکه امریکا داعش رو ساخت و اسرائیل علیه جبهه مقاومت حمایتش می‌کرد، نمی‌آورد ۲. اسلام رو به بهانه‌ی نقد خرافات داعشی‌ها، می‌زد ۳. جبهه مقاومت رو کلا سانسور می‌کرد و قهرمانان آدمای رندوم می‌بودن ▪️آیا بیگانگان الگوی خیلی متفاوتی از یه اثر امریکایی داره؟
قسمت نوزدهم اولش با یه سکانس خیلی خوب از دختره شروع می‌شه و رنج زنانه‌ش، خیلی خوب درآورده باریکلا ابو باسل تبدیل شد به قهرمان اثر، فیلمساز داعش رو با داعش داره نابود می‌کنه و این باعث می‌شه بخشی از داعشیا جذاب بشن. پس بعدا باید لین داعشی رو متحول کنه طبیعتا دختره شیشه رو می‌زنه به گردنش بعد رده بندی سنی میاد :/ اون یارو مسئول رده بندی نونش حرومه کاملا الهام اقدام به خودکشی می‌کنه و اثر هم تاییدش می‌کنه. خوب دختر رو گرفتن برای حفظ حرمتش چاره‌ای نداره جز اینکه به خودش آسیب بزنه ولی چون دکتره می‌دونه یه جوری بزنه که نمیره. نمی‌دونم حکم این قضیه چیه، ولی خوب اثر هم جوری نرفت جلو که خودکشی رو عادی سازی کنه با این ترفند که دختره می‌دونست نمی‌میره. البته به نظرم اگر این کار رو نمی‌کرد بهتر بود کلا و یا مثلا اون مرتیکه رو بدتر می‌زد و فرار می‌کرد، بعد مرده یه جوری می‌ز‌دش بهتر می‌بود، هم تنفر ما از داعشیه بیشتر می‌شد و هم اینکه لزومی نداشت آسیب به خود رو نشون بده توی داعش اینقدر عدالت هست که یه نفر که داره غیرقانونی حقوق می‌گیره رو می‌گیرن و می‌ریزن تو خونه می‌گیرنش، ولی وقتی می‌ره تو زندان همه‌ی حقوق از وکیل و... رو یادآوری می‌کنه! قبل از دیدن این سریال داعش در ذهن مخاطب چی بود؟ یه مشت وحشی که سر می‌بریدن. بعد از این؟ یه ساختار دقیق و حتی عادلانه که سیستم قضایی هم داره این نوع بازنمایی دو تا جنبه داره، جنبه‌ی خوبش اینه که نشون می‌ده داعش خیلی گسترده‌تر از یه گروه تروریستی معمولی بوده و واقعا ساختار های حاکمیتی ایجاد کرده جنبه‌ی منفیش اینه که نشون می‌ده در داعش کسی حتی در حد یه حقوق اضافی هم غیرقانونی کار کنه، باهاش برخورد شدید می‌شه و این تعریف از سیستم داعشه که اینجوری از درون می‌تونه خودشو اصلاح کنه زن قفقازیه مثل پدرزن پژمان می‌خنده XD بالاخره به بحث ارتباطش با انگلیسیا اشاره کرد، اما در حد دیالوگ بود و یه سکانس کوتاه. جا داره در چند قسمت بعدی کلا بره روی بحث محور مقاومت با تمرکز بر ریشه‌های آنگلوساکسونی داعش. اینجوری بره نواقص قسمت قبلی رو می‌تونه تا حدی جبران می‌کنه. در هر صورت نقاط قوت و ضعف قسمتای قبلی قبلی سر جاش هست
قسمت بیستم اینکه زنشو می‌بره جایی که بهش شک داره و ما هم به راحتی فهمیدیم که یه ریگی تو کفششون هست و بچه‌ها رو به اسم خونواده منتقل می‌کنن، عجیبه. باید نشون می‌داد مجبوره و اون بیمارستان دیگه امکانات نداره توی دیالوگا می‌گه دارن غذاهای مردمو بزور می‌گیرن داعشیا برای همین مردم ناراضین ازشون، خوب چرا نشون نمی‌ده باید به تصویر بیاره این قضیه رو تا تاثیرش بیشتر بشه اینکه اون مفتی وهابی بی‌شرف رو نشون می‌ده که دنبال قلبه خیلی خوبه باریکلا صداگذاری فیلم عالیه ها، موسیقی و افکتا به خوبی روی سکانسا جا گرفته. به نظرم در بحث صوت در صداسیما رسیدیم به اوج تکنیکی، جنبه‌ی مهم و تاثیرگذاری هم هستش دوستان عزیز هدف اصلی انتشار کلیپای داعش چی بود؟ اینکه احکام اسلامی رو شیطانی و وحشیانه نشون بده دیگه. خوب با بازسازی اون کلیپا چیزی حل می‌شه؟ نه، به همون گفتمان کمک می‌شه. اینکه در اثر سر بریدن رو مملو با الله اکبر و ظواهر اسلامی نشون می‌ده، دقیقا کمک به پروپاگاندای داعشه این رو چطور می‌شد خنثی کنه؟ اینکه اسلام حقیقی رو در اثر نشون بده، نه اینکه بره تو روابط خصوصی و زن شوهری اون قفقازیه با شوهرش. باید می‌رفت سمت اتمسفر تفکر الهی در بین نیروهای مقاومت قسمت خوبی بود، همون اشکالات و نقاط قوت رو فیلم تا اینجا حفظ کرده
▪️نظر یکی از مخاطبان محترم در مورد بیگانگان
▪️گلایه یکی از مخاطبان محترم در مورد سیاست‌های نادرست توقف سریال
▪️انتقادات مخاطب عزیزمون به سریال مستهجن بدنام ▪️رونوشت به خوش غیرتان ساترا به عنوان بی‌فایده‌ترین نهاد جهان بعد از سازمان ملل :)
قسمت ۲۱ خیلی مسخره‌ست، می‌گه دعا کن قلب یکی از بچه‌ها برات ردیف بشه، شیخشون هم می‌گه همش دارم دعا می‌کنم! توی فیلم هیچ سکانسی نداشتیم که از دعا کردن تصویر مثبتی نشون بده، اما در مقابل اینجوری آدمای قالتاق می‌گن داریم دعا می‌کنیم. اصلا با چه منطقی دعا می‌کنه برای چنین جنایتی؟ بالاخره باید بین خودشون منطقی باشه دیگه ولی توی فیلم نشون نداده ماجرا چیه. به جای اینکه دعا کنه و دیالوگای چرت بگه، باید می‌گفت ما اینجوری هم نسل غیر داعش رو نابود می‌کنیم هم خودمون سالم می‌مونیم چرا فرمانده‌ی مقاومت به ابو خوله نقشه‌شون رو لو داد؟ مسخره بود، به بزرگ‌ترین دشمنش گفت برنامه‌ی ما اینه که یکی شبیه تو رو فرستادیم، بچه پنج ساله‌ست انگار و الانم ابو خوله امید پیدا کرده داره فرار می‌کنه اینکه شیخ وهابی رو نشون می‌ده پدرسوخته‌ست خوبه و جا داشت بیشتر وارد فسادهاش می‌شد چرا الهام به شوهرش نگفت داعشیه تهدیدش کرده؟ برای اینکه باز موش و گربه بازی توی فیلم راه بیافته و ماجرای این دو تا رو کش بده. خوب این داستانک رو ببند، برو یه داستان جدید بنداز وسط دیگه که جذاب باشه نه اینکه همش با یه موضوع بخوای تعلیق ایجاد کنی کلا فیلمنامه چند قسمتیه ریتمش افتاده، این یارو اومده جای فرمانده اما به اندازه یه افسر معمولی هم از قدرتش استفاده نمی‌کنه، مسخره‌ست. فیلم با چیزای کناره و بی‌خود ادامه پیدا می‌کنه تا بکشونه به سی قسمت. حیفه خوب سریال به این خوبی رو با داستان‌نویسی ضعیف در این قسمت‌های اخیر خراب کرده سکانسی که پسره از توی شیشه می‌بینه که داعشی داره میکروفون می‌ذاره رو خوب دراورده باریکلا. تدوین مناسب، موسیقی خوب و اینکه همزمان دیالوگای دیگه‌ای داره بیان می‌شه، خیلی خوبه از همون روز اول باید می‌شستن برنامه‌ی کشتن تک تک اینا رو می‌چیدن. اونکه دکتره می‌تونه راحت مسموم کنه، قدرت رو هم ابوخوله داره. اینکه اینقدر منفعلن بی‌خوده تاید بود ریخت تو غذا؟ چرا کف نکرد :)
قسمت ۲۲ سکانسی که باز می‌تونست کمی حس حماسه منتقل بکنه رو نویسنده‌ی ضعیف و منفعل تبدیل کرد به یه سکانس ساده. اینکه پسره میاد بیرون فارسی حرف می‌زنه که خیلی بی‌خود و غیر منطقیه، ولی چرا داعشی رو نمی‌کشه؟ دیگه داعشیا باید چی کار کنن :/ چرا تیغ تیز خشم مردم رو فیلمساز تبدیل به کنش‌گری قهرمانانه نمی‌کنه این نگاه سطحی و احمقانه‌ی شبه روشنفکرانه از کجا میاد که حتی به یه داعشی هم قهرمانان باید رحم کنن. بی‌خوده دیگه ریتم فیلم خیلی کند شده از چند قسمت گذشته و همون کند مونده نویسنده کلا پنج تا شخصیت داره، سی قسمته ول کنشون نیست. برای همین خانم دکتر به شوهرش نمی‌گه که در خطر بزرگیه (چرا نمی‌دونم) برای همین موش و گربه بازی راه میافته که هی نتونن فرار کنن و قاضی دیاب بی‌خودی بره بالا سر زن یارو. یه داستانو تموم کن مطلب جدید بریز وسط دیگه بسه اینقدر کش نده قیافه این یارو که میاد به پرستار ابوخوله پول و قرصو بده چقدر شبیه هانی بود. نفهمیدم خود مقاومت اینو فرستادن یا واقعا زیردست ابوخوله اینقدر شبیه هانی بود که ناجوره نباید شخصیتا اینقدر شبیه هم باشن قشنگ فک کنم فیلمنامه رو دو سه دقیقه قبل ضبط نوشتن XD بچه بی‌عرضه رو می‌فرسته توی دخمه با داعشیه اونم گروگانش می‌گیره بازم سعید تیر نمی‌زنه! عجیبه واقعا، دشمن رو باید زد دیگه این انفعال و ترسیدن از آسیب زدن به دشمن نه منطق دینی داره نه عقلی
قسمت ۲۳ اینکه دختره رو نجات داد خوب بود دیگه باز علاف نکنه سر نجات این اینکه نشون داد قاضی آزاد شد خوبه، که بی‌عدالتی رو توی سیستمشون نشون بده بعد از اینکه پسره فرار می‌کنه، بابای سعید و حبیب به هم می‌گن خیلی «شانس» آوردیم! یه جست و جویی که داشتم دیدم نویسنده خیلی پر ادعاست و اینور و اونور گفته بود کم‌تر کسی دفاع مقدسو درک کرده! خوب استاد، شما که اینقدر ادعا داشتی چطوری توی اثرت در اوج پیروزی به جای خدا و نیروهای الهی، قهرمانات می‌گن «شانس» آوردیم؟ به عمل کاربراید به سخنرانی نیست، شعارو که هممون بلدیم بدیم در عمل مقلد تفکر پوچ مدرن نباشیم👌 اینکه همه نیروهای مقاومت شوکر دارن رو نمی‌دونم چیه منطقش، داعشبا رو باید مثه چی کشت دیگه از اینا پست‌تر مگه هستش. مردم عادی مدافع داعشو کاری ندارم، ولی سربازا که دیگه تو جنگن کامل فیلمنامه خیلی سست شده، قشنگ مشخصه این چند قسمت آخر رو آب بستن. دیدین دوغ کم میاد برا مهمونا آب می‌بندن زیاد بشه، این سریالم چند قسمت اخیرش همینه😂 فرمانده‌ی عالی رتبه داعش رو با مسخره‌ترین روش ممکن از مقاومت می‌دزدن، بعدم یه قتل عام درست و حسابی. خوب حقشونه دیگه می‌خواستن عرضه داشته باشن ابوخوله رو توی یه مرکز نظامی نگه دارن کدوم احمقی فرمانده دشمنو تو درمونگاه نگه می‌داره آخه. قشنگ مشخصه نویسنده به تنگ اومده و مزخرف نوشته حالا اگر تاثیر محتوایی نداشت مهم نبود، نوش جونش، ولی وقتی مقاومت رو مشتی ابله جلوه می‌ده، یعنی یا این یارو یا واقعا پدرکشتگی داشته با مقاومت یا واقعا بدیهیات فیلمنامه نویسی و قصه رو نمی‌دونسته انصافا شما رو می‌ذاشتن رییس داعش چقدر کارای جذاب می‌کردین و ضربه می‌زدین بهشون؟ چه موقعیتای باحالی رو فیلم تقلیل داد به یه فرار از زندان آبکی سکانس طولانی داره از دیالوگای بین داعشیا که بی‌خوده، میان بدیهیات رو می‌گن و البته مفصل برنامه‌های قاضی رو به ما نشون می‌ده که چه خوب داره اداره می‌کنه و این باعث می‌شه سمپاتیک بشه یه مقدار ابو سعد که با دختر قفقازیه ازدواج کرد، یه جوری شخصیت پردازی شده که آدم دلش واسش بسوزه، عاشق دختره‌ست اما دختره دوستش نداره. می‌ره نزدیکش دختره می‌ترسه انگار چون داعشیه و آهنگ غمناک می‌زنه فیلم که دلمون واسه پسره بسوزه :/