eitaa logo
نقد فیلم داخلی
516 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت ۳۰ عملیات های داعش رو با چه دقتی نشون داد، حالا مقاومت ریخته بیمارستان رو گرفته معلوم نیست چجوری. بی‌معنیه، باید مفصل نشون می‌داد پیش بینی‌های این عملیات و بعد جزئیاتش رو یه سکانسی ابوخوله می‌گه من برای رفع کابوسام می‌خوام اونی که شبیهمه رو بکشم، دیالوگ از درونیات هر شخصیت باعث سمپاتیک شدنش می‌شه و ناخوداگاه نویسنده به ابوخوله نردیک شده، حالا ما رم می‌خواد نزدیک کنه سکانس حمله‌ی به مقر داعش با اینکه یهوییه و هیچ منطق داستانی نداره، اما به خاطر کارگردانی خوب، جذابه. اما فیلمساز اینقدر موجود عجیبیه که صحنه‌ی سکانس حملات پهپادهای ایران به منطقه‌ی داعشیا، اول خونواده‌های توی خیابونو نشون می‌ده که زن و شوهرن و بعدش بمبارون می‌شه! خوش غیرت، مسلمون، هنرمند، چرا نفرتی که حاصل از آتیش زدن سعید و بچه‌هاست رو با نشون دادن خونواده‌های داعشی می‌شکونی؟ با چه منطقی در سکانس جنگی یه دفعه خونواده میاره و بمبارون پهپادا روی سر اینا رو نشون می‌دی؟ بله داعشیا پدرسوخته‌ن، ولی ممکنه بینشون مردمی باشن که راضی نیستن به این بی‌شرفا. بعد فیلمساز نشون داد مقاومت تو حمله به بیمارستان برای نجات سعید و زنش با شوکر اومدن، به دفعه چی شد بمبارون عظیم شهری. هر چند بعدش پشیمون می‌شه و فقط مناطق نظامی رو نشون می‌ده، اما همون افتتاحیه بمبارون خیلی عجیب بود این همه نیروی مقاومت توی شهر بودن، چرا این مدتی که سعید به جای ابوخوله بود فعال نشدن که زودتر بگیرن اونجا رو؟ منطق داستانی ضعیف هم به محتوا لطمه می‌زنه هم به فرم و هم به جذابیت اثر انصافا کارگردانی(قاب‌بندی)، موسیقی و بازیگری عالی بود توی اثر، همون نویسنده کارو خراب کرده بود
بیگانگان قسمت آخر ابوخوله کشته شدنش خیلی ضعیفه، مرتیکه وسط جنگ نشسته داستان می‌بافه حواسش به پشتشم نیست پسرش میاد یارو ابوخوله رو می‌کشه و با سلاح کله‌ش رو منفجر می‌کنه :) فیلمساز تارانتینو زیاد دیده انگار ابوباسل رو فیلمساز توی قسمت قبلی حسابی سمپاتیک کرد که داشت دشمن رو می‌کشت، بعد آخرش خودکشی می‌کنه! ای خدا چقدر بعضیا ابلهن و چه کارایی رو عادی سازی می‌کنن اون سکانسی که سعید به ابوخوله می‌گه این اسلام نیست خیلی خوبه باریکلا، کاش توی تصویر هم مابازا می‌داشت یه سکانس طولانی داره از دید جالو و اینکه مردم می‌خوان بریزن بکشنش چون داعشیه و ما سفت پشت جالو هستیم. مردمی که ضد داعشن می‌شن آدمای وحشی و دلمون واسه جالو کبابه، همش هم کات می‌زنه به مرده‌های داعشیا از دید جالو و به شدت فیلمساز از دید جالو برای مرده‌های داعشی عزاداری می‌کنه هاشمی میاد می‌گه این داعشی نیست نکشینش، از کجا می‌شناسه جالو رو XD ‌سریال خوش ساختی بود، خصوصا کارگردانی عالی بود، اما فیلمنامه در ده دوازده قسمت پایانی خراب کرد. مشکل اصلی اثر محتواش بود که اصلا چنگی به دل نمی‌زد. توی صوت جمع‌بندی هم نکاتی رو عرض می‌کنم
نظرات مخاطبان
نظرات مخاطبان
سلام و ادب خدمت مخاطبان عزیز کانال، ان شاءالله بعد از نقد مفصل سریال بیگانگان حالتون هنوز خوب باشه :) می‌خواستم نقد صوتی جمع‌بندی رو هم بذارم اما دیگه حرف جدیدی برای عرضه ندارم. در مزخرف بودن این سریال همین بس که صداسیما سی و یک قسمت سریال ساخته در مورد مدافعان حرم، اما نه اسمی از حرم آورد نه از حاج قاسم قهرمان مردم ایران! خودباختگی و بی‌هویتی نتیجه‌ش اینه. این صوت هم به عنوان جمع‌بندیش کافیه: https://eitaa.com/Filmosophy2/221 برای نقد بعدی سراغ چه اثری بریم؟ کلینیک رویا، کلانتری یازده یا یه سریال خارجی و معروف مثل جومونگ یا سه پادشاهی؟ با ادمین در ارتباط باشید و نظرتون رو بفرمایید: @Filmosophi
اکثر دوستان فرمودن بریم کلانتری یازده، دو تا از دوستان هم فرمودن هر دوش :) ان شاءالله اگر شد سراغ آثار قدیمی‌تر هم می‌ریم اما فعلا به امید خدا کلانتری یازده رو شروع می‌کنیم
کلانتری یازده قسمت اول چه شروع عالی باریکلا، دوربین و قصه هم با پلیساست هم با مردم ابله چه با حال ژانر طنز و اجتماعی رو ترکیب کرده با مسائل پلیسی و کلانتری، بحثای سیاسی هم وسطش هست خیلی جالبه، کلا وایب باحالی داره چه خوب شخصیتا رو معرفی کرد، کارگردانی هم میزونه انتخاب بازیگر هم که معرکه سکانسی که سروان داره از عدالت دفاع می‌کنه بلافاصله کارگردان کات می‌زنه و پرچم و عکسای رهبران انقلاب رو نشون می‌ده. باریکلا به کارگردان شیر پاک خورده که اینجوری سیستم امنیتی کشور رو نشون می‌ده و بعدم متصل می‌کنه به جریان الهی داخل سیاست
کلانتری یازده قسمت دوم خیلی فیلم با حالیه دمش گرم به خوبی هم طنزه هم جدی. چه جذاب شخصیت رییس رو وارد کرد، قشنگ ابهات یارو تو دل ما وارد شد به خاطر کنش‌های خاصی که داشت چه جالب پیچیدگی‌های اداره یه کلانتری رو نشون می‌ده، چقدر پیچیدگی هست مسائل شخصی قاطی کار می‌شه همه چی نابسامانه اون مرتیکه نامزد نمایندگی مجلس هم سوء استفاده می‌کنه. پیچیدگی اداره‌ی نهادها خیلی مهمه که نشون داده بشه و ارزشمنده که بدونیم اداره‌ی مملکت سخته و خیلی مؤلفه‌ها توش دخیله. سریال جناب عالی هم همینجوری بود اما یه مقدار کشش دادن و جالب نشد دیگه تا اینجا خوب ریتم رو حفظ کرده باریکلا، امیدوارم همینجوری پیش بره
قسمت سوم سکانس بازجویی از پسره و نماینده مجلس خیلی خوبه، فیلمبرداری مناسب، بازیا عالی و موسیقی مناسب. فیلمنامه هم خوب نوشته شده باریکلا بی‌عدالتی رو به خوبی داره نشون می‌ده، یارو خورده برده اونی هم که نتونسته حقشو بگیره حالا تبدیل شده به محکوم! برای همین به خوبی سرگرد با پسره مهربونه و با اون مردک سنگین چقدر موسیقی خوبه، وقتی داره پسره رو نشون می‌ده موسیقی ویولون سنگین گذاشته که غصه بخوریم، بعد که میاد پلیسو نشون می‌ده آهنگ امیدوارانه می‌ذاره، دقیقا نمای بعدی حس جدید می‌ده، خیلی عجیبه اینقدر خوب تدوین شده سرگرد چه خوب چشمشو از خانوما می‌گیره و نگاه نمی‌کنه، وقار مرد به همینه و خوب حواسش بوده فیلمساز سربازا چه با حالن، هم لهجه‌های مختلف دارن که انگار از اینور اونور کشورن، هم چه فضای دوستانه سالم و خوبی نشون می‌ده آدم کیف می‌کنه. سینما همینه ها، قطعا سربازی همه اینجوری با حال نیست، اما با حال نشون می‌ده که هم ما حس خوبی بگیریم و هم اگر کسی رفت تو چنین موقعیتی، سعی کنه همین فضا رو بسازه
کلانتری یازده قسمت چهارم تلویزیون در بحث موسیقی یکه ها، خیلی خوبه حتی آثار این تیپیش که فضای جدی نداره چه عالی قبل از اینکه داره می‌ره بلک رز رو بگیره زنش پیام می‌ده و یه ایموجی عاشقانه می‌فرسته براش. با یه نمای ساده‌ی اینجوری مخاطبو به رییس وصل می‌کنه باریکلا شخصیت پردازی سربازا چه با حاله XD پسره می‌گه رفته بودم گیم نت برای همین دیر اومدم. نویسنده ظرایف سربازی تو ذهنش بوده باریکلا بلک رز لهجه طهرانی داره :) خیلی خوبه قشنگ لاتای طهرونه نمی‌دونم دیدینشون یا نه، دقیقا همینن باریکلا کارگردانی خیلی خوبه ها، پسره که دزدی کرده وقتی یارو بهش توهین می‌کنه، فیلمساز مکث می‌کنه روش که دلمون واسش بسوزه وقتی موقع ناراحتی می‌بینیمش. سکانسی که بلک رز هم میاد می‌بینیم که اون می‌گه ایولا چه با حاله و پسره رو سمپاتیک می‌کنه. بعد وقتی یارو پیرمرد رو دستگیر می‌کنن دلمون واسه پیرمرده نمی‌سوزه چون قبلش رفتیم طرف پسره. باریکلا
کلانتری یازده قسمت پنجم پلیسه چه خوب بلک رز رو می‌زنه باریکلا هم بهش میاد هم جذابه، فقط کاش قبلش بی‌شرف بازیای بلک رز رو نشون می‌داد اینجوری بهتر می‌شد یا وقتی اونا می‌گفتن فلش بک می‌زد. این نقص سکانسه و باعث شد محتوا کمی ضعیف منتقل بشه شخصیت سرگرد اشداء علی الکفار رحماء بینهم هست باریکلا، با بلک رز سنگین رفتار می‌کنه و با پسره که دزدی کرده نرم و زیبا اینکه سرگرد پشت سر خدمتکار می‌گه دیوونه‌ست خوب نیست، باید می‌گفت جدیش نگیر یا چه می‌دونم، دست خودش نیست. دیوونه‌ست توهینه که و غیبت حساب می‌شه سکانس والیبال خوبه و با فضای فیلم می‌سازه، ولی یه مقدار کوتاه‌تر باید می‌بود سربازا مافیا بازی می‌کنن :) اینقدر تلویزیون مافیا رو تبلیغ کرده که این باعث تبلیغ نمی‌شه اونقدر، ولی خوب اشتباهه بعد یه سکانس بی‌محتوا باز یه سکانس بی‌محتوای دیگه بیاد. ریتم فیلمو یه مقداری می‌ندازه. البته اگر اینا بعدا شهید بشن آخ آخ، این سکانسا بعد معنادار می‌شه و به شدت ناراحت کننده
کلانتری یازده قسمت ششم مهم‌ترین نکته‌ای که از جهت فرمی فیلم داره، تعادل برقرار کردن بین طنز و جدیشه. تا الان خوب تونسته جلو بره و بعد از ماجرای صبحانه یه سری میان بابت قنات بحث می‌کنن و بعد هم ماجرای چاه‌های غیر مجاز و بازرسی از طرف ستاد. یعنی هی جدی‌تر می‌شه باریکلا به نظر می‌رسه فیلمساز اختلاف بین مردم رو می‌خواد ببره روی همون ماجرای عاصف، یعنی نشون می‌ده در بعضی مشکلات مردم مقصر هیچ کدوم از دو طرف نیستن، بلکه فرد سومه که در حاکمیته و داره سوء استفاده می‌کنه. البته هنوز نمی‌دونم این کارو می‌کنه یا نه، ولی اگر بکنه محتوای بسیار بسیار ارزشمندی می‌سازه که خیلی خوبه. نقد حاکمیت خیلی لازمه و البته راهکارش هم در اصلاح از درون هست که در فیلم توسط کلانتری صورت می‌گیره همین شد باریکلا، خانم میرجهانی گفت فساد اصلی پشت مجوز هاست، دیالوگ خیلی مهمیه یعنی ریل گذاری فسادآمیز باعث شده مردم به جون همدیگه بیافتن، خیلی محتوای عالیه