eitaa logo
نقد فیلم داخلی
516 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
فصل سوم قسمت دوم قضیه درخت که چون ریشه‌ش محکمه جوونه می‌زنه، پس باید ادامه بده و امید می‌گیره فردوس، آیت بودن همه چیز برای انسان خیلی خوبه اطعام می‌ره می‌کنه، مراسم هفتم می‌گیره و کلا رسوم دینی توش خیلی مهمه امتحان ستایش اینه که ازش خاستگاری می‌شه واسه پیر مرده و از این طرف عاشق مرده شده چون شبیه شوهرشه خیلی جالبه، امتحان زنانه در دیالوگ ها فردوس همش حکمت می‌گه و قشنگ می‌شینه تو فصل سه، مثلا می‌گه خودتو بشناسی خدا رو هم می‌شناسی، تحول شخصیتش از خاکستری به سفید و حتی مرشد سکانسای قتلش رو باید بدتر درمیاورد تا نفرت انگیز باشه نسبت به قاتل، اما خوب ملو رفته جلو حشمت می‌ره پیش خانوم بزرگ اون بهش می‌گه همش می‌گی خودت، چرا از خدا نمی‌خوای، توحید عالیه با مامانه می‌ره مواد بخره پلیس دخترشو می‌گیره می‌گه مال منه اولین بار حرف می‌زنه عشق مادر دختری عالیه تهمت به ستایش و امتحان جدید که خیلی عالی درآورده، سکانسی که می‌گه منو له کردین بعد اشتباه مادره که چون ناراحته می‌ره آبروشو پیش حاج آقا می‌بره حرفای توحیدی فردوس به زنه و صحبت با خدا جالبه چقدر جالب آخونده رو آورد توی داستان سکانسای مختلفی موضوعش صحبت مستقیم با خداست که شاهکاره لهجه مشهدی زن حمید جالبه چون بعدا می‌فهمیم شخصیت خوبیه، وارد زندگی شخصی حمید می‌شه تا نشون بده خونواده‌ش می‌پاشه به خاطر خلاف و خیانت به زنه هر کی معتاده پدرش دراومده و پدرسوخته‌ست دخترش هم ترک می‌کنه چند قسمت آخر فیلمنامه قوت خوبی نداره، عکسای روی دیوار از دخترا مسخره‌ست
مهمان کشی
قسمت‌اول: سعد خیلی آدم خوبیه از اول تا الان همش دیالوگ و نماهای مدیوم یارو چجوری توی همه مراسما بوده و واسه مسلم تعریف می‌کنه وقتی خبر سعد رو میارن یکیشون مسخره بازی در میاره که اصلا جالب نیست مجلس حضرت رو نشون می‌ده و سخنرانی می‌کنن بد نیست، اما حوصله سربره موسیقیش خیلی خوبه، صدای سعد که دوبلوره و بازیش چرته سخنرانی حضرت حوصله سر بره می‌گه هزار نفر توی مجلس بودن ولی دویست نفرم‌ نیستن توی تصویر کلا همه چی دیالوگ بود قسمت اول
قسمت دوم: مسلم به دیگران کمک می‌کنه، بازی طرف اغراق شده‌ست بعضی سکانسا اینقدر احساسشو به صورت بیاره لازم نیست وقتی طرف می‌گه به مردم کمک نکن بعدا کمکت نمی‌کنن می‌ره تو فکر! انگار برای خدا کمک نمی‌کنه و البته حرف این یارو بعدا اثبات می‌شه، یه آدم رندوم بهتر از ایشون مردمو می‌شناسه که مسخره‌ست می‌رن پیش امیر می‌گه برو فردا بیا یادآور ادارات ما، اشتباهه دیگه تداعی بین ج ا با بنی امیه
قسمت سوم: بحث فقر خیلی توش مهمه و همش توی خیابون ملت می‌گن به من کمک کنین، یعنی اوضاع اقتصادی خرابه، بازم تداعی با جدا باز دوباره می‌ره سراغ زمین یارو که بهش نمی‌دن، موضوع بیخودی که کش می‌ده بازی استاد جالب نیست راوی داستان بیشتر معاویه و رفیقاشن که بده برده ها رو آوردن واسه معاویه یه دختر ایرانی رو انتخاب می‌کنه و مام هیچ حس بدی نمی‌گیریم متاسفانه! فیلمساز کارگردانی بلد نیست و نما های بیخود از پشت اشیاء می‌گیره و... در سکانسی که لازمه نمای نزدیک و مدیوم نمی‌ده مثلا نمایی که داره ابن زیاد حرف می‌زنه آخرش کلوز آپ می‌خواست خیلی حرفای زیاد و اساسی رو از دید معاویه و یزید می‌بینیم و مشخص نیست چرا نباید بهشون نزدیک بشیم دیالوگا خیلی خوبه کلی دیالوگ ضد حکومت داره در مورد گرفتن زمینا سکانس مبارزه مسلم با رومیان آهنگ رومی می‌ذاره مال کینگدام آف هون و وقتی می‌میره یهو عربی می‌شه مبارزات سطحی و دم دستی توی دیالوگش با پیر مردی که کاروان داره، پیرمرد می‌گه مشیت خدا مهمه یعنی به جناب مسلم درس توحید می‌ده ولی خودش می‌گه من خونواده‌م رو حفظ می‌کنم اکثر سکانسا معاویه و یزیدن و ابن زیاد، حرفای سیاسانه و دقیقی می‌زنه معاویه شراب می‌خوره یزید ولی هیچ بدی نمی‌بینیم صحنه های مبارزه صحنه آهسته می‌شه در حالی که باید ریتم بالا داشته باشه اما کلا داستان جالبیه و ما رو جذب می‌کنه به این شخصیتا
قسمت چهارم وقتی دارن سر بچه رو می‌برن یارو دعا می‌کنه و می‌گه الهی آمین کلی داستان رو از زبان ابن زیاد می‌شنویم و فلش بک می‌زنه و قشنگ درد و دل می‌کنه با رفیقش ابن زیاد هم صداش هم اکت خیلی جذابه سر بچه رو می‌برن باید رده بندی سنی چیزی بزنن نما های معرف از کل شهر و از بالا کمه باید بیشتر باشه می‌گه اسکندر کُچه سگ :)
قسمت پنجم نمای نزدیک از چهره زیبای لیلا اوتادی برای جذاب کردن اثر زندگی خصوصیش رو نباید نشون بده سمپات شد قشنگ سکانس بعد ابن زیاد با خوارج درگیر می‌شه و ما طرف ابن زیادیم زن مسلم ابرو هاش و چشماش آرایش داره مسلم از خدا نمی‌گه می‌گه ما می‌ریم حلش می‌کنیم نگران نباش، اومانیسته نمای لباس پوشیدن ابن زیاد باعث سمپاتیک شدن مادر ابن زیاد چرا اینقدر جوونه😂 خوارج رو کتک می‌زنن کلی باید حال کنیم طبیعتا چون با اونا دشمنیم و ابن زیاد بازم سمپاتیک می‌شه سکانسی که دارن کتک می‌زنن خوارج رو صدای آه و ناله مردم خیلی احمقانه‌ست سکانس بعد مسلم می‌ره از خوارج دفاع می‌کنه در مقابل حکومت! می‌گه تقصیر شماست که خوارج بین مردم محبوب شدن شما مشکلین یارو ولید که امیر هست دائم هشدار می‌ده که نکنین این کارا رو می‌زنن نابودتون می‌کنن همش هشدار می‌ده سکانس ابن زیاد با زنش روی تخت قشنگ اسپارتاکوسیه زن ابن زیاد استدلال می‌کنه که با دشمن نمی‌شه بازی کرد خصوصا دشمنی که قصد کشتنتو داره ابن زیاد همش داره با زنش درد دل می‌کنه، خاک تو سر فیلمساز همش تو بچگیم رو می‌گه ابن زیاد
قسمت ششم: بحث خوارج بین ابن زیاد و شوهر ننه‌ش که یا باید طرف خوارج باشیم یا ابن زیاد،. که با ابن زیادیم طرف می‌گه ما مهمان نمی‌کشیم، مهمان شده خوارج! یعنی این سکانس توجیه مهمان کشیه قشنگ باز معاویه داستان تعریف میکنه راوی معاویه‌ست معاویه می‌گه ما به حضرت پیام دادیم شیعیان رو میکشیم اما درست دفن میکنیم، میگه حضرت جواب دادن ما درست دفن نمیکنیم! یعنی شما کافرین، راوی معاویه که ما طرف اونیم نه حضرت محیط خیلی خوبه خصوصا کاخ معاویه معاویه می‌گه اینا مال شبهه ناک خوردن اهل زر شدن مردم میشه فریبشون داد، اعتقاد داره به این چیزا مادر ابن زیاد میگه دنیا و آخرتت رو به معاویه نفروش مهمونی ابن زیاد شوهر ننه‌ش که ایرانیه و زرتشتی کلی ازش تعریف می‌کنن، در حالی که طرف چرا زرتشتی مونده؟ تو این سکانس باز ما طرف زرتشتی هستیم در بین مسلمونا! خوارج میان قلعه رو محاصره می‌کنن باز ما طرف ابن زیادیم، شیرویه هم می‌گه این خوارج نه پندارشون نه کردارشون نیک نیست، بعدم خوارج رو می‌ره آزاد می‌کنه از زیرزمین که می‌گه ما مهمان کشی نمی‌کنیم! پسرش داره کیمیاگری می‌کنه می‌گه اینا خرافات خوبیه مردمو به اینا مشغول کنیم که حرفای آل علی پخش نشه، که خوبه سکانسای خوبم داره مثل گفت و گوی مسلم با زبیر که عالیه
قسمت هفتم: سکانس خواب خیلی مبهمه و شخص نیست چه خبره اصلا صرفا در کلام بیان می‌شه که ابن زیاد قاتله و خونریز و وحشی میخواد خوارج رو بکشه میگه نکشش منو نجات داده، بحث عبادت شدید خوارج مطرح می‌شه، معلوم نیست با کی رفیق باشیم سکانس فلش بک عمر خیلی جذاب و عالی بود وقتی این بنده خدا ابن عمرو رو می‌بینیم خداروشکر می‌کنیم الان اوضاع خوبه چقدر سکانس سیستان خیلی عالی بود بریدن موی زنان در مورد شعری که علیه خاندان زیاد گفته ابن زیاد اول به اینکه به داداشش توهین شده می‌خنده و بعد که می‌فهمه به باباشم توهین شده برافروخته می‌شه، وقتی بحث جنایت جنگی می‌شه، ابن زیاد می‌گه جنگ همینه دیگه حلوا که خیرات نمی‌کنن شخصیت پیچیده‌ و جذابیه ابن زیاد
قسمت هشتم: خیلی عالی بود بحث کسی که میاد داستان یه یار حضرت رو می‌گه، ولی یه سکانس شکنجه شدن خوارجه و باز درد و دل خوارج که سمپاتی ما با خوارجه نمای پایین به بالا از ابن زیاد وقتی داره اسیر رو نجات می‌ده وقتی یارو شاعر رو ابن زیاد می‌ذاره تا به خودش دستشویی کنه باز ما طرف کی باشیم
قسمت نهم اولش با قتل عام که بد نیست مرداس آدم حسابیه که جزو خوارجه و مردونه برگشته پدر زن مختار که منافقه خیلی خوبه، شک بین دو و سه بلد نیست ولی ادعای صحابی بودن داره نمای توی بیابون و پشتش خیمه ها خیلی خوبه معاویه ابن زیاد رو عزل می‌کنه بعد بزرگان قبیله باز همون رو والی بصره می‌کنن، این سیاسته، کثیفیش هم اینه که ابن زیاد یکی از همین روسای قبایل رو رییس دیوان میکنه معاویه می‌گه دارم ستونای جنگ رو می‌بینم که وقتی یزید بیاد بالا جنگ می‌شه، گویا دعوا دعوای قدرت بوده این بده جلوتر باید حاکمیت الهی حضرت رو نشون بده دقیقا سکانسی که خوارج نقشه می‌کشن می‌گه باید ابن زیاد رو بکشیم همونطور که برادرمون ابن ملجم علی ابن ابی طالب رو کشت، باز روایت داستان از دید اینا و البته حق دادن به ابن زیاد
قسمت دهم باز خلوت هند و ابن زیاد که سمپاتیکه معاویه می‌گه همه امت اسلام فدای بچه‌م که خیلی خوبه کلا پدر سوختگیش مشخصه هر چند باز در حد دیالوگه زن مسلم غریبه ها میان داخل حجاب نداره بعد معاویه راوی شهادت حضرته که مسخره‌ست دیگه نباید فلش بک بزنه رو حرف این بی‌ناموس معاویه می‌گه اونی که با لباس سیاه اونور ایستاده کیه، جالبه معاویه که داره می‌میره می‌گه یه مرد سیاهپوش داره میاد نزدیکم گریما عالیه کمی دوبله سینک نیست دکورا عالیه یزید می‌فهمه باباش مرده می‌گه شراب بیارین موسیقی و افکتا خیلی خوبه اینکه زاویه دید از پدر سوخته‌هاست خوب نیست