قسمت سوم:
بحث فقر خیلی توش مهمه و همش توی خیابون ملت میگن به من کمک کنین، یعنی اوضاع اقتصادی خرابه، بازم تداعی با جدا
باز دوباره میره سراغ زمین یارو که بهش نمیدن، موضوع بیخودی که کش میده
بازی استاد جالب نیست
راوی داستان بیشتر معاویه و رفیقاشن که بده
برده ها رو آوردن واسه معاویه یه دختر ایرانی رو انتخاب میکنه و مام هیچ حس بدی نمیگیریم متاسفانه!
فیلمساز کارگردانی بلد نیست و نما های بیخود از پشت اشیاء میگیره و...
در سکانسی که لازمه نمای نزدیک و مدیوم نمیده مثلا نمایی که داره ابن زیاد حرف میزنه آخرش کلوز آپ میخواست
خیلی حرفای زیاد و اساسی رو از دید معاویه و یزید میبینیم و مشخص نیست چرا نباید بهشون نزدیک بشیم
دیالوگا خیلی خوبه
کلی دیالوگ ضد حکومت داره در مورد گرفتن زمینا
سکانس مبارزه مسلم با رومیان آهنگ رومی میذاره مال کینگدام آف هون و وقتی میمیره یهو عربی میشه
مبارزات سطحی و دم دستی
توی دیالوگش با پیر مردی که کاروان داره، پیرمرد میگه مشیت خدا مهمه یعنی به جناب مسلم درس توحید میده ولی خودش میگه من خونوادهم رو حفظ میکنم
اکثر سکانسا معاویه و یزیدن و ابن زیاد، حرفای سیاسانه و دقیقی میزنه معاویه
شراب میخوره یزید ولی هیچ بدی نمیبینیم
صحنه های مبارزه صحنه آهسته میشه در حالی که باید ریتم بالا داشته باشه
اما کلا داستان جالبیه و ما رو جذب میکنه به این شخصیتا
قسمت چهارم
وقتی دارن سر بچه رو میبرن یارو دعا میکنه و میگه الهی آمین
کلی داستان رو از زبان ابن زیاد میشنویم و فلش بک میزنه و قشنگ درد و دل میکنه با رفیقش
ابن زیاد هم صداش هم اکت خیلی جذابه
سر بچه رو میبرن باید رده بندی سنی چیزی بزنن
نما های معرف از کل شهر و از بالا کمه باید بیشتر باشه
میگه اسکندر کُچه سگ :)
قسمت پنجم
نمای نزدیک از چهره زیبای لیلا اوتادی برای جذاب کردن اثر
زندگی خصوصیش رو نباید نشون بده سمپات شد قشنگ
سکانس بعد ابن زیاد با خوارج درگیر میشه و ما طرف ابن زیادیم
زن مسلم ابرو هاش و چشماش آرایش داره
مسلم از خدا نمیگه میگه ما میریم حلش میکنیم نگران نباش، اومانیسته
نمای لباس پوشیدن ابن زیاد باعث سمپاتیک شدن
مادر ابن زیاد چرا اینقدر جوونه😂
خوارج رو کتک میزنن کلی باید حال کنیم طبیعتا چون با اونا دشمنیم و ابن زیاد بازم سمپاتیک میشه
سکانسی که دارن کتک میزنن خوارج رو صدای آه و ناله مردم خیلی احمقانهست
سکانس بعد مسلم میره از خوارج دفاع میکنه در مقابل حکومت! میگه تقصیر شماست که خوارج بین مردم محبوب شدن شما مشکلین
یارو ولید که امیر هست دائم هشدار میده که نکنین این کارا رو میزنن نابودتون میکنن همش هشدار میده
سکانس ابن زیاد با زنش روی تخت قشنگ اسپارتاکوسیه
زن ابن زیاد استدلال میکنه که با دشمن نمیشه بازی کرد خصوصا دشمنی که قصد کشتنتو داره
ابن زیاد همش داره با زنش درد دل میکنه، خاک تو سر فیلمساز
همش تو بچگیم رو میگه ابن زیاد
قسمت ششم:
بحث خوارج بین ابن زیاد و شوهر ننهش که یا باید طرف خوارج باشیم یا ابن زیاد،. که با ابن زیادیم
طرف میگه ما مهمان نمیکشیم، مهمان شده خوارج! یعنی این سکانس توجیه مهمان کشیه قشنگ
باز معاویه داستان تعریف میکنه راوی معاویهست
معاویه میگه ما به حضرت پیام دادیم شیعیان رو میکشیم اما درست دفن میکنیم، میگه حضرت جواب دادن ما درست دفن نمیکنیم! یعنی شما کافرین، راوی معاویه که ما طرف اونیم نه حضرت
محیط خیلی خوبه خصوصا کاخ معاویه
معاویه میگه اینا مال شبهه ناک خوردن اهل زر شدن مردم میشه فریبشون داد، اعتقاد داره به این چیزا
مادر ابن زیاد میگه دنیا و آخرتت رو به معاویه نفروش
مهمونی ابن زیاد شوهر ننهش که ایرانیه و زرتشتی کلی ازش تعریف میکنن، در حالی که طرف چرا زرتشتی مونده؟ تو این سکانس باز ما طرف زرتشتی هستیم در بین مسلمونا!
خوارج میان قلعه رو محاصره میکنن باز ما طرف ابن زیادیم، شیرویه هم میگه این خوارج نه پندارشون نه کردارشون نیک نیست، بعدم خوارج رو میره آزاد میکنه از زیرزمین که میگه ما مهمان کشی نمیکنیم!
پسرش داره کیمیاگری میکنه میگه اینا خرافات خوبیه مردمو به اینا مشغول کنیم که حرفای آل علی پخش نشه، که خوبه
سکانسای خوبم داره مثل گفت و گوی مسلم با زبیر که عالیه
قسمت هفتم:
سکانس خواب خیلی مبهمه و شخص نیست چه خبره اصلا
صرفا در کلام بیان میشه که ابن زیاد قاتله و خونریز و وحشی
میخواد خوارج رو بکشه میگه نکشش منو نجات داده، بحث عبادت شدید خوارج مطرح میشه، معلوم نیست با کی رفیق باشیم
سکانس فلش بک عمر خیلی جذاب و عالی بود
وقتی این بنده خدا ابن عمرو رو میبینیم خداروشکر میکنیم الان اوضاع خوبه چقدر
سکانس سیستان خیلی عالی بود بریدن موی زنان
در مورد شعری که علیه خاندان زیاد گفته ابن زیاد اول به اینکه به داداشش توهین شده میخنده و بعد که میفهمه به باباشم توهین شده برافروخته میشه، وقتی بحث جنایت جنگی میشه، ابن زیاد میگه جنگ همینه دیگه حلوا که خیرات نمیکنن
شخصیت پیچیده و جذابیه ابن زیاد
قسمت هشتم:
خیلی عالی بود بحث کسی که میاد داستان یه یار حضرت رو میگه، ولی یه سکانس شکنجه شدن خوارجه و باز درد و دل خوارج که سمپاتی ما با خوارجه
نمای پایین به بالا از ابن زیاد وقتی داره اسیر رو نجات میده
وقتی یارو شاعر رو ابن زیاد میذاره تا به خودش دستشویی کنه باز ما طرف کی باشیم
قسمت نهم
اولش با قتل عام که بد نیست
مرداس آدم حسابیه که جزو خوارجه و مردونه برگشته
پدر زن مختار که منافقه خیلی خوبه، شک بین دو و سه بلد نیست ولی ادعای صحابی بودن داره
نمای توی بیابون و پشتش خیمه ها خیلی خوبه
معاویه ابن زیاد رو عزل میکنه بعد بزرگان قبیله باز همون رو والی بصره میکنن، این سیاسته، کثیفیش هم اینه که ابن زیاد یکی از همین روسای قبایل رو رییس دیوان میکنه
معاویه میگه دارم ستونای جنگ رو میبینم که وقتی یزید بیاد بالا جنگ میشه، گویا دعوا دعوای قدرت بوده این بده جلوتر باید حاکمیت الهی حضرت رو نشون بده دقیقا
سکانسی که خوارج نقشه میکشن میگه باید ابن زیاد رو بکشیم همونطور که برادرمون ابن ملجم علی ابن ابی طالب رو کشت، باز روایت داستان از دید اینا و البته حق دادن به ابن زیاد
قسمت دهم
باز خلوت هند و ابن زیاد که سمپاتیکه
معاویه میگه همه امت اسلام فدای بچهم که خیلی خوبه کلا پدر سوختگیش مشخصه هر چند باز در حد دیالوگه
زن مسلم غریبه ها میان داخل حجاب نداره بعد
معاویه راوی شهادت حضرته که مسخرهست دیگه نباید فلش بک بزنه رو حرف این بیناموس
معاویه میگه اونی که با لباس سیاه اونور ایستاده کیه، جالبه
معاویه که داره میمیره میگه یه مرد سیاهپوش داره میاد نزدیکم
گریما عالیه
کمی دوبله سینک نیست
دکورا عالیه
یزید میفهمه باباش مرده میگه شراب بیارین
موسیقی و افکتا خیلی خوبه
اینکه زاویه دید از پدر سوختههاست خوب نیست
قسمت یازدهم
شراب خوری یزید جالبه
یارو مسیحی ادم حسابیه و مشروبم نمیخوره
میگه باید از ابن زبیر و حسین ابن علی بیعت بگیریم، خیلی این دو کنار هم قرار میگیرن گویا افراد مختلفین دنبال قدرت
زن ابن زیاد خواب صادقه میبینه که بده دیگه این مضمون
صدای مسلم و... سینک نیست در دو سکانس مهم انگار صدای جدید گذاشتن روش
مبارزه بین خوارج و یارای ابن زیاد رو قشنگ طرف ابن زیادیم
سکانس بین زنای ابن زیاد و مادرش ما قشنگ طرف ابن زیادیم و اکت کمدی جالبی که داره، وقتی که مادرش و هند دارن با هم حرف میزنن، میبینیم که قشنگ درس زندگی به زناش یاد میده مرجانه جون
ابن زیاد به مرجانه میگه فتنه که بی ادبیش خوبه اما عادی سازی میکنه
سکانس مروان با ولید، باز رفاقت بین این دو تا رو میبینیم
سکانس آخر اینکه کلی از بنی هاشم رفتن به حمایت از امام خیلی خوبه و جالب
قسمت دوازدهم
اینکه حضرت رو از پشت میبینیم عالیه
شخصیت ابن زبیرو خوب داغون کرد
خواهر حضرت میگه همش سر ما سیاهی باریده گله میکنه توی بقیع
ولید میگه تو حمومم عکسای زنان رو بزن به سبک رومی ولی فضا کمدیه و حس بد نمیگیریم
موقع نماز خوندن ولید میان بهش خبر میدن خوب نیست چون همه پدرسوخته ها دارن نماز میخونن
قسمت سیزدهم
موسیقی حضرت قشنگه ولی زاویه نمای اول از روبه رو تر نبود بهتر بود
ولید آدم حقیه نسبت به مروان
دنبال پسر زبیرن سوارکارا و ما خوشحال میشیم که پیداش نکردن
چقدر گریما عالیه
یارو گدائه میاد کفر میگه کی حل میشه فلان، مسلم هم هیچی نمیگه
مردم عادی میان میگن اینا زبیری هستن نمیذارن ما علفای بیابون رو استفاده کنیم، بعد عبدالله ابن زبیر میره یارو رو میکشه فرار میکنه
قسمت پونزدهم
زبیر میگه مردم گاو و گوسفندن، همینم میشه و وقتی قیام میکنه میان پشتش پس حرفش تایید میشه
ولید میگه به حضرت توهین کنین یا بکشینشون اون دنیا باید جواب پس بدین به حضرت رسول، آدم حسابیه
چندین بار در این قسمت منبر رفتن آدمای پدر سوخته رو میبینیم در دفاع از یزید
شلاق زدن تو این قسمت منفیه و تعزیرات از طرف ابن زبیر علیه داداششه