فیلمنامه کاشت و برداشت نداره، هانی رییس قبیلهست بعد مثل چوپونا میبینمش داره از سر زمین میاد و کلا ضعیفه، خوب وقتی ابن زیاد میزنه تو گوشش طبیعیه که حسی بهمون دست نده
قسمت ۲۹
مسلم داره میاد یه سکانس طولانی توی قصره که یک فکری بکنن مسلم نرسه
مسلم حرفای امیر المومنین رو میگه ولی کارگردانی خیلی معمولیه و هیچ حس حماسی نمیگیریم، اولین حرفیم که میزنه میگه به جای فحش دادن بجنگین! حس ما رو میشکونه قشنگ
اینایی که کمین کردن میگن کی دوست داره به دست عباس ابن علی دو شقه بشه، کیف میکنه آدم
چرا سپاه حضرت اسکات نفرستاده جلوتر؟
وقتی امانی میره پیش اهالی کنده و فلان، ما فقط امانی رو میشناسیم
یارو میگه اکثر مردم تماشا چی هستن و نمیجنگن، خوب یه تستی چیزی نباید میکردن مردم رو، یک دفعه قیام مسلحانه؟
بعد میره توی مشروبخوری یه یارو آهنگ با پیانو هم داره پخش میشه!
زیردست ابن زیاد بهش میگع شما برنامه همه چیو ریختین نگران نباشین! درستم میگه ما میپذیریم
کاملا راوی ابن زیادی ها هستن و ما از چشم یاران مسلم نمیبینیم، مثلا امانی میره یه کوچه اونجا رو پاک سازی میکنه باز یکی دیگه رو نشون میده
خیلی خوب نشون میده که این یارو برادر زن هانی مردم رو پشیمون میکنه از جنگیدن، بازم از چشم این میبینیم ماجرا رو
جنگیدنا بد نیست، جنگیدن خود جناب مسلم خوب بود ولی پر از صحنه آهسته، اونقدری که شاهکار باشه نبود ولی بدم نبود
قسمت سیم
جنگای شهری و خیانت مردم خیلی خوبه
آیا حضرت چون مردم نامه زدن رفتن؟ پس چرا به اون یارو گفتن من توی رویا دستوری دارم و در خطبه هم فرمودن مرگ بر ما نوشته شده؟ پس این مفهوم که حق از امام صادر میشه نه اینکه حق بر امام تحمیل بشه باید آورده میشد
ابن زیاد میگه تو شرایط جنگی با این فضای بلبشو ولی باید برم نماز بخونم تو مسجد مردم انگیزه بگیرن
عدنان شبیه اساسیناست تیپش و خیلی جذابه واسه کسایی که میشناسن اونا رو
خواب میبینه که رفته زنش رو نجات بده از دست حرومیا، یعنی ذهن حضرت مسلم پی زن و بچشه نه حضرت!
وقتی حضرت میدونن مردم جیشی هستن دیگه وظیفه شرعی هم نداره از بیرون
باز دوباره همش فلش بک به یاد زن و بچهش، مسخره
سکانس بعدی توی اندرونی ابن زیاد با زنش رو تخت نشستن و درد دل میکنه با زنش کاملا سمپاتیک
حتی آخرین سکانس این قسمت هم با ابن زیاده!
قسمت سی و یکم
مبارزه ها خوبه ولی معلوم نیست چرا با تیر نمیزنن
مسلم میگه هیچ کس از مرگ خوشش نمیاد وقتی گیر افتاده، زرت و پرت
بعد جلوتر خودش میگه مرگ برای من شیرینتره :)
آخرین لحظه میگن به حضرت پیام بده حداقل که نیان کوفه خوبه این سکانس
چرا وقتی اعتماد ندارن خودشونو تحویل دادن؟ تا شهادت میجنگیدن دیگه
مسلم میگه پیک بفرست برای حسین بهش بگو، اینجوری حرف زدن زیبنده نیست که برای امیر فعل احترام آمیز استفاده می کنن برای حضرت مسلم اینجوری حرف میزنه
وقتی حضرت رو گرفتن نمای پایین به بالا از ابن زیاد میگیره و بالا به پایین از جناب مسلم، احمق فکر کرده چون حضرت رو گرفتن پس باید تو ضعف باشن! اینجوری توهیناش به جناب مسلم هم تایید میشه یه کم
وقتی جناب مسلم رو میبرن، در ادامه حرفای ابن زیاد و رییس پلیسش رو میبینیم، قشنگ راوی همین بیشرفان
لحظه آخر باز یاد زنشه، نمیدونم مکاشفهست چیه که زنش رو اسیر کردن که احمقانهست باز، بیشتر نگران خونوادشه انگار
کشته شدن حضرت رو نشون نداد که خیلی خوبه فقط یه ضربه و موسیقی مناسب
حضرت به امانی میگن تو وعده امان دادی که خودمو تسلیم کردم، دیالوگ مسخره
صحنه اعدام خیلی بده قشنگ گور وحشتناکع کدوم احمقی زده زیر چهارده من نمیفهمم
صدای گوشت اغراق شده میاد وقتی میبره، که چی حروملقمه دیوانهای اصلا حس ناراحتی هم نمیگیریم ولی حس نفرت میگیریم ازشون که خوبه
وقتی میکشن بعدش نمای پایین به بالا از قاتلا میگیره، دیوانه اینا رو باید تحقیر کنی نه تعظیم!
عمر ابن سعد میگه من دوست نداشتم کسی خونش ریخته بشه! احمق این چه دیالوگیه
به جای حضرت امیر گفتن به یزید میتونست بگه فرمانروا، ترجمشو بگه نه اینکه کلمه امیر رو به کثافت بکشه
هانی خیلی خوب بود لحظات آخر جذاب گفت انا لله ولی باید بیشتر روش تاکید میشد زود رفت
قسمت آخر
زن مسلم و خودشون رو میبینیم اما مشخص نیست کی خواب میبینه، بعد میبینیم که ابن زیاد داره کابوس کشتن حضرت رو میبینه و بعد دیالوگای حسی که بنی امیه راه برگشت ندارن
میثم وقتی اسم امیر المومنین رو میاره علیه السلام رو اضافه کردن، خوب به حضرت حسین علیه السلام هم اضافه میکردن
بنی امیه سیاهپوشن اما آدمای خوب سفید و سبز، خیلی خوبه
مختار خیلی خوبه توی سکانس آخر، قهرمانیش رو میثم میگه قشنگ
آخرش هم یزید رو نشون میده
یزید حالش بده
خواب زن ابن زیاد خیلی خوبه ترسناکه
آخرش هم مختار میره سر مزار مسلم خیلی خوبه و بعد متنی که میاره هم جذابه که همه مردن، ولی واقعه عاشورا و نقشش هم نشون میده که بعد از عاشورا اینا مردن یعنی نتیجه کارشون در این دنیا هم ندیدن
پایان بندی عالی
انتخاب مضمون غلط، سینما جای نهی از منکر نیست و اینکه یه عده پشت امامو خالی کردن برای ضدیت با حکومت، امروز مورد نیاز ما نیست
الگوریتم
قسمت اول:
فیلمنامه به هم ریخته، معلوم نیست چی به چیه، قهرمان داستان یه پرونده مسخره که در مورد چند تا نوجوونه رو حل میکنه، کلا قسمت چرت، چرا یارو دزده فرار میکنه چی شد
قسمت دوم:
دیالوگای پلیسه خیلی احمقانهست، میگه هر کیو تونستی بگیر، منم بگیر بچهمم بگیر کلا دیالوگا الکی نوشته شده، تیر اندازی نشون نمیده به کجا میزنن😂 بعدم یارو به اون پلیسه میگه تو اگر میزدی که همه میخورد، در حد دیالوگ
چقدر بد بازی میکنن همه، کارگردان ضعیف
شوخی پلیسه اینه که بریم شرط بندی کنیم اون پلیس دیگه هم نمیفهمه دلقک
زیرنویس با یارو انگلیسی توی ترکیه هم انگلیسیش خیلی سطحیه هم زیرنویس اشتباه مینویسه که وکیله میگه چجوری از پرونده دفاع کنم این مینویسه چجوری از خودم دفاع کنم :)
قیافه یارو دزده که فریبکاره به آدمای خوب نمیخوره
پلیسه میزنه روی میز میگه یه جور دیگهم میتونم حرف بکشما، چجوری مثلا؟!
آخرشم بیسر و ته تموم شد، چرته واقعا
قسمت سوم:
نماهای عقدهای مآبانه از کافه استارباکس که خوشگلی ترکیه رو نشون بده، چرا هی استارباکس رو میگه تبلیغ میکنه عقده استارباکس داره؟
پلیس با زیردستش که زنه صمیمی صحبت میکنه میگه تو، چرا خوب؟
که چی هی ترکیهای حرف میزنن دیالوگ بخونیم
پلیس ترکیه میخواد یارو رو بگیره دفاع از پلیس ترکیه
سکانس اکشن حرفهای از پلیسای ترکیه! سمپاتیمون با کی باشه، کلاهبردار ایرانی یا پلیس ترک؟!
البته پیداش نمیکنن پلیسا چون نفوذی داره بینشون
خیابونای خوشگل ترکیه رو نشون میده چرا خوب جذابه که
گودبای پارتی جعفر چیه دیگه، میگه جعفر میگم برات بیاد برقصه، یعنی چی این اسما مقدسه نادون
یارو آدم بده توی ماشین توی ترکیه نشسته داره آهنگ میخونه، که چی مثلا
یارو از زنه داره عکس میشه چرا این چیزا رو نشون میده مشخص نیست کلا
یارو پلیس جزئیات زندگیش رو وارد نشده ولی اون انتاگونیست داره آهنگ میخونه، خوب ما نزدیکتر میشیم که
سکانسای کپی از روی کلید زرنگی دزد رو نشون میده پس باید پلیس رو هم نشون بده
قسمت چهارم:
به فضای مجازی میگه فضای اجتماعی😂
پلیسه داره قدم میزنه تو خیابون بعد کات میزنه به عملیات همینپلیسا! تدوین صفر، بعد وسط عملیات کات میزنه باز به اون ماشین فروشه😅
اصلا معلوم نیست خونهی کی دارن میچرخن پلیسا دنبال کی هستن
احمقا سر و ته کوچه پلیس نذاشتن، بعد از عملیات فلش بک میزنه تکرار سکانسای قتل که بیمعنیه مشخص نیست چیه قضیه
قسمت پنجم
پلیس میره تبهکار رو بگیره، صدای اذان داره پخش میشه توی سگدونی! تخریب صریح دین
صحنههای اکشنش خوبه اما چرا این همه آدم رفتن واسه یه آدم؟ اگر چون مسلحه، چرا دوربین رو از کار ننداختن؟ چرا آینه برای دیدن نبردن که طرف آینه رو میشکنه مثلا خربازی در بیاره، مسخره، اسوات سی سال پیش از اینا داشتن
به لوگوی شرکت میگه آرم شرکت😂
فریبا ارباب بود در مقابل این دختره چیه این
اعتراف گیریش خیلی خوبه یارو داد میزنه
قسمت ششم
یارو میگه یا عدنان رو تحویل من بده یا دخترتو میکشم، وقتی داره میره یارو دست تکون میده😂
سکانسای زیادی از دید دزد و قاتلاست که غلطه
یارو دزده رو توی خونه نشون میده که خوابه، بعد پا میشه و قشنگ تو زندگیشه
پلیس یه گوشه ایستاده دوربین الکی روش زوم این زوم اوت میکنه😂
زنه پلیسه خیلی خوبه