الگوریتم
قسمت اول:
فیلمنامه به هم ریخته، معلوم نیست چی به چیه، قهرمان داستان یه پرونده مسخره که در مورد چند تا نوجوونه رو حل میکنه، کلا قسمت چرت، چرا یارو دزده فرار میکنه چی شد
قسمت دوم:
دیالوگای پلیسه خیلی احمقانهست، میگه هر کیو تونستی بگیر، منم بگیر بچهمم بگیر کلا دیالوگا الکی نوشته شده، تیر اندازی نشون نمیده به کجا میزنن😂 بعدم یارو به اون پلیسه میگه تو اگر میزدی که همه میخورد، در حد دیالوگ
چقدر بد بازی میکنن همه، کارگردان ضعیف
شوخی پلیسه اینه که بریم شرط بندی کنیم اون پلیس دیگه هم نمیفهمه دلقک
زیرنویس با یارو انگلیسی توی ترکیه هم انگلیسیش خیلی سطحیه هم زیرنویس اشتباه مینویسه که وکیله میگه چجوری از پرونده دفاع کنم این مینویسه چجوری از خودم دفاع کنم :)
قیافه یارو دزده که فریبکاره به آدمای خوب نمیخوره
پلیسه میزنه روی میز میگه یه جور دیگهم میتونم حرف بکشما، چجوری مثلا؟!
آخرشم بیسر و ته تموم شد، چرته واقعا
قسمت سوم:
نماهای عقدهای مآبانه از کافه استارباکس که خوشگلی ترکیه رو نشون بده، چرا هی استارباکس رو میگه تبلیغ میکنه عقده استارباکس داره؟
پلیس با زیردستش که زنه صمیمی صحبت میکنه میگه تو، چرا خوب؟
که چی هی ترکیهای حرف میزنن دیالوگ بخونیم
پلیس ترکیه میخواد یارو رو بگیره دفاع از پلیس ترکیه
سکانس اکشن حرفهای از پلیسای ترکیه! سمپاتیمون با کی باشه، کلاهبردار ایرانی یا پلیس ترک؟!
البته پیداش نمیکنن پلیسا چون نفوذی داره بینشون
خیابونای خوشگل ترکیه رو نشون میده چرا خوب جذابه که
گودبای پارتی جعفر چیه دیگه، میگه جعفر میگم برات بیاد برقصه، یعنی چی این اسما مقدسه نادون
یارو آدم بده توی ماشین توی ترکیه نشسته داره آهنگ میخونه، که چی مثلا
یارو از زنه داره عکس میشه چرا این چیزا رو نشون میده مشخص نیست کلا
یارو پلیس جزئیات زندگیش رو وارد نشده ولی اون انتاگونیست داره آهنگ میخونه، خوب ما نزدیکتر میشیم که
سکانسای کپی از روی کلید زرنگی دزد رو نشون میده پس باید پلیس رو هم نشون بده
قسمت چهارم:
به فضای مجازی میگه فضای اجتماعی😂
پلیسه داره قدم میزنه تو خیابون بعد کات میزنه به عملیات همینپلیسا! تدوین صفر، بعد وسط عملیات کات میزنه باز به اون ماشین فروشه😅
اصلا معلوم نیست خونهی کی دارن میچرخن پلیسا دنبال کی هستن
احمقا سر و ته کوچه پلیس نذاشتن، بعد از عملیات فلش بک میزنه تکرار سکانسای قتل که بیمعنیه مشخص نیست چیه قضیه
قسمت پنجم
پلیس میره تبهکار رو بگیره، صدای اذان داره پخش میشه توی سگدونی! تخریب صریح دین
صحنههای اکشنش خوبه اما چرا این همه آدم رفتن واسه یه آدم؟ اگر چون مسلحه، چرا دوربین رو از کار ننداختن؟ چرا آینه برای دیدن نبردن که طرف آینه رو میشکنه مثلا خربازی در بیاره، مسخره، اسوات سی سال پیش از اینا داشتن
به لوگوی شرکت میگه آرم شرکت😂
فریبا ارباب بود در مقابل این دختره چیه این
اعتراف گیریش خیلی خوبه یارو داد میزنه
قسمت ششم
یارو میگه یا عدنان رو تحویل من بده یا دخترتو میکشم، وقتی داره میره یارو دست تکون میده😂
سکانسای زیادی از دید دزد و قاتلاست که غلطه
یارو دزده رو توی خونه نشون میده که خوابه، بعد پا میشه و قشنگ تو زندگیشه
پلیس یه گوشه ایستاده دوربین الکی روش زوم این زوم اوت میکنه😂
زنه پلیسه خیلی خوبه
قسمت هفتم
سکانسی که سمیر میره عدنان رو بکشه ما طرف اونیم قشنگ، سکانسای اکشنشم خوبه
دردی از امانات هم ما طرفدار اونیم
تک تک صندوقا که باز میکنه چیزای جدید میبینیم و کیف میکنیم، یکی مواده یکی اسلحه یکی کلی پول
اینکه توی ترکیه کلی آدم میکشه خوبه، بیقانونی در اونجا
یارو رفته تو خونه کلی خوشحالی میکنه بعد کشتن کلی آدم، ما هم باهاشیم وقتی داره آواز میخونه
حموم رفتن سمیر رو چرا نشون میده مثلا؟ اونم از نمای بالا بهپایین
قسمت هشتم
خوشحالی دزده با ماست
یارو رئیس بانک میگه بین و بین الله، به جای بینی😂
یارو میگه سلام قربان پلیسه جواب نمیده میگه بگو جواب سلام واجبه حیوون
کلیت قسمت بد نبود
نماهای احمقانه کارت پستالی از ترکیه بیمعنیه
سکانسای پلیسه جذاب نیست کنش هاش خشکه ولی اونور چرا
قسمت هشتم
خوشحالی دزده با ماست
یارو رئیس بانک میگه بین و بین الله، به جای بینی😂
یارو میگه سلام قربان پلیسه جواب نمیده میگه بگو جواب سلام واجبه حیوون
کلیت قسمت بد نبود
نماهای احمقانه کارت پستالی از ترکیه بیمعنیه
سکانسای پلیسه جذاب نیست کنش هاش خشکه ولی اونور چرا
معلوم نیست پیمان کیه اشخاص درون کیس مشخص نیستن دقیق
کیس دغدغه ما نیست هیچیمون نیست که یارو رو بگیرن یا ن، نتونسته برای ما اهمیت بسازه
قسمت نهم
خیلی خیاری میفهمن سمیر اومده ایران
مینا داره با رییس بانک حرف میزنه هی دوربین شلاقی میره چپ و راست با یه افکت احمقانه
هی پلیسه میگه چرا باید به این راحتی جعل هویت بکنه این نقض ماست، خوب که چی دلقک به مردم کار یاد میدی؟
چرا به اسرائیل مربوط نیست احمق؟
قسمت دهم
ریتم پایین با اینکه داستان پلیسیه انگار حرفای روزمرهست
زیباییهای شمال رو نشون میده که خوبه
حرکات شلاقی احمقانه دوربین موقع عملیات پلیس، پلیس جلوی در کاور گرفته به جای پشت دیوار😂
گفت و گوش با شریفی نیا که رییسشه خوب بود
قسمت یازدهم
بالاخره به خونواده پلیسه رسید
یارو میگه برم مجوز اسلحمو بیارم مثه گاو نشستن نگاه میکنن بعد در کیره دنبالش میکنن که صحنه های اکشن جور بشه
دزده ماشین جدید وارد کرده بعد صحنه آهسته میکنه ما کیف کنیم
یارو صمصام که با اسلحهش یکیو کشته میگه فکر نمیکردم ردی مونده باشه پس پوکه هاشو ذخیره کرده چرا خوب کی مدرک جرمو نگه میداره
حرفاشو میاد پیش استادش که بهش میگه دکتر میزنه تا بهش نزدیک بشیم، خوبه این، اما خونوادهش رو در حد دیالوگ معرفی میکنه
بعد میبینیم که این زنه با شوهر اختهش تو خونهن خیلی خوب، صمیمی و قشنگ معرفی میکنه، که چی مثلا؟
قسمت دوازدهم
بالاخره رفت تو زندگیش، با نامزدش میره بیرون ولی یه سکانس خیلی کوتاهه توی ماشین که حس خاصی هم نداره
رفته پیش پسر خواهرش زنگ میزنن از طرف پاسگاه یه دفعه میره یه جای دیگه، احمق به پسر خواهرشم هیچی نمیگه خوب یه کلمه بگو دیگه
اتریوم تبلیغ میکنه توی تاکسی بحث ولت و این حرفا، رمزارز کلا