قسمت پنجم
پلیس میره تبهکار رو بگیره، صدای اذان داره پخش میشه توی سگدونی! تخریب صریح دین
صحنههای اکشنش خوبه اما چرا این همه آدم رفتن واسه یه آدم؟ اگر چون مسلحه، چرا دوربین رو از کار ننداختن؟ چرا آینه برای دیدن نبردن که طرف آینه رو میشکنه مثلا خربازی در بیاره، مسخره، اسوات سی سال پیش از اینا داشتن
به لوگوی شرکت میگه آرم شرکت😂
فریبا ارباب بود در مقابل این دختره چیه این
اعتراف گیریش خیلی خوبه یارو داد میزنه
قسمت ششم
یارو میگه یا عدنان رو تحویل من بده یا دخترتو میکشم، وقتی داره میره یارو دست تکون میده😂
سکانسای زیادی از دید دزد و قاتلاست که غلطه
یارو دزده رو توی خونه نشون میده که خوابه، بعد پا میشه و قشنگ تو زندگیشه
پلیس یه گوشه ایستاده دوربین الکی روش زوم این زوم اوت میکنه😂
زنه پلیسه خیلی خوبه
قسمت هفتم
سکانسی که سمیر میره عدنان رو بکشه ما طرف اونیم قشنگ، سکانسای اکشنشم خوبه
دردی از امانات هم ما طرفدار اونیم
تک تک صندوقا که باز میکنه چیزای جدید میبینیم و کیف میکنیم، یکی مواده یکی اسلحه یکی کلی پول
اینکه توی ترکیه کلی آدم میکشه خوبه، بیقانونی در اونجا
یارو رفته تو خونه کلی خوشحالی میکنه بعد کشتن کلی آدم، ما هم باهاشیم وقتی داره آواز میخونه
حموم رفتن سمیر رو چرا نشون میده مثلا؟ اونم از نمای بالا بهپایین
قسمت هشتم
خوشحالی دزده با ماست
یارو رئیس بانک میگه بین و بین الله، به جای بینی😂
یارو میگه سلام قربان پلیسه جواب نمیده میگه بگو جواب سلام واجبه حیوون
کلیت قسمت بد نبود
نماهای احمقانه کارت پستالی از ترکیه بیمعنیه
سکانسای پلیسه جذاب نیست کنش هاش خشکه ولی اونور چرا
قسمت هشتم
خوشحالی دزده با ماست
یارو رئیس بانک میگه بین و بین الله، به جای بینی😂
یارو میگه سلام قربان پلیسه جواب نمیده میگه بگو جواب سلام واجبه حیوون
کلیت قسمت بد نبود
نماهای احمقانه کارت پستالی از ترکیه بیمعنیه
سکانسای پلیسه جذاب نیست کنش هاش خشکه ولی اونور چرا
معلوم نیست پیمان کیه اشخاص درون کیس مشخص نیستن دقیق
کیس دغدغه ما نیست هیچیمون نیست که یارو رو بگیرن یا ن، نتونسته برای ما اهمیت بسازه
قسمت نهم
خیلی خیاری میفهمن سمیر اومده ایران
مینا داره با رییس بانک حرف میزنه هی دوربین شلاقی میره چپ و راست با یه افکت احمقانه
هی پلیسه میگه چرا باید به این راحتی جعل هویت بکنه این نقض ماست، خوب که چی دلقک به مردم کار یاد میدی؟
چرا به اسرائیل مربوط نیست احمق؟
قسمت دهم
ریتم پایین با اینکه داستان پلیسیه انگار حرفای روزمرهست
زیباییهای شمال رو نشون میده که خوبه
حرکات شلاقی احمقانه دوربین موقع عملیات پلیس، پلیس جلوی در کاور گرفته به جای پشت دیوار😂
گفت و گوش با شریفی نیا که رییسشه خوب بود
قسمت یازدهم
بالاخره به خونواده پلیسه رسید
یارو میگه برم مجوز اسلحمو بیارم مثه گاو نشستن نگاه میکنن بعد در کیره دنبالش میکنن که صحنه های اکشن جور بشه
دزده ماشین جدید وارد کرده بعد صحنه آهسته میکنه ما کیف کنیم
یارو صمصام که با اسلحهش یکیو کشته میگه فکر نمیکردم ردی مونده باشه پس پوکه هاشو ذخیره کرده چرا خوب کی مدرک جرمو نگه میداره
حرفاشو میاد پیش استادش که بهش میگه دکتر میزنه تا بهش نزدیک بشیم، خوبه این، اما خونوادهش رو در حد دیالوگ معرفی میکنه
بعد میبینیم که این زنه با شوهر اختهش تو خونهن خیلی خوب، صمیمی و قشنگ معرفی میکنه، که چی مثلا؟
قسمت دوازدهم
بالاخره رفت تو زندگیش، با نامزدش میره بیرون ولی یه سکانس خیلی کوتاهه توی ماشین که حس خاصی هم نداره
رفته پیش پسر خواهرش زنگ میزنن از طرف پاسگاه یه دفعه میره یه جای دیگه، احمق به پسر خواهرشم هیچی نمیگه خوب یه کلمه بگو دیگه
اتریوم تبلیغ میکنه توی تاکسی بحث ولت و این حرفا، رمزارز کلا
قسمت سیزدهم
کلا کارگردانی اثر تو دیواره
زنه که جواهراتشو میدزدن یواشکی به یه مرد دیگه زنگ میزنه بعد یهو شوهرش میاد میگه نمیتونم صحبت کنم
یارو رییس پلیس گیر میده میگه تحقیقاتتون دقیق نیست، راستم میگه خیلی چیز خاصی ازشون نمیبینیم
کارای این یارو که خودشو جای پیر مرد جاز ده خیلی جذابه ولی کارای پلیسی نه روتینه
چرا اسم یارو که پیمان رو مسموم کرده حیدره؟!
قسمت چهاردهم
تعقیب و گریز بد نیست مناسبه
رییس پلیس میگه کلاهتو بردار یکی دیگه برات میخرم، معلوم نیست چرا ولی وقتی میره بیرون کلاهشو میذاره دوباره
اصلا به نید و وانت پلیسه نزدیک نمیشیم
دیالوگای پلیسا بین همدیگه خیلی وارد جزئیات میشه و بیخوده و طولانی
باز سکانس بیرون رفتن دزد بانک با نامزدش، کلا چیزای شخصی اینا پر رنگتره تا اون پلیسه
نامزد دزد بانک یه دفعه به راحتی در مورد مواد زدن و فروش مواد صحبت میکنه بدون هیچ مقدمه چینی اصلا هم بهش نمیخوره، انگار زنه فاسده ولی قیافهش که معمولیه میل اکثر زنای ایرانی، خاک تو سرت
نامزد این یارو دزد بانک با یه پسره قرار گذاشته با هم میگن میخندن میگه اون محله قبلی چه خاطراتی داشتیم و فلان، دغدغهی یارو نشون دادن همین چیزاست کلا عقدهای
اینا باعث عادیسازی میشن چون هیچ حس منفی هم ایجاد نمیکنه
قسمت پونزدهم
زنه به اون مرده که اونور آبه زنگ میزنه آخر قسمت برای امضای الکترونیکی یه سکانس احساسی داره، با اینکه زنه شوهر داره ولی سکانس احساسی بین دو این دو نفر هستش