eitaa logo
نقد فیلم داخلی
517 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت دهم ریتم پایین با اینکه داستان پلیسیه انگار حرفای روزمره‌ست زیبایی‌های شمال رو نشون می‌ده که خوبه حرکات شلاقی احمقانه دوربین موقع عملیات پلیس، پلیس جلوی در کاور گرفته به جای پشت دیوار😂 گفت و گوش با شریفی نیا که رییسشه خوب بود
قسمت یازدهم بالاخره به خونواده پلیسه رسید یارو می‌گه برم مجوز اسلحمو بیارم مثه گاو نشستن نگاه می‌کنن بعد در کیره دنبالش می‌کنن که صحنه های اکشن جور بشه دزده ماشین جدید وارد کرده بعد صحنه آهسته می‌کنه ما کیف کنیم یارو صمصام که با اسلحه‌ش یکیو کشته می‌گه فکر نمی‌کردم ردی مونده باشه پس پوکه هاشو ذخیره کرده چرا خوب کی مدرک جرمو نگه می‌داره حرفاشو میاد پیش استادش که بهش می‌گه دکتر می‌زنه تا بهش نزدیک بشیم، خوبه این، اما خونواده‌ش رو در حد دیالوگ معرفی می‌کنه بعد می‌بینیم که این زنه با شوهر اخته‌ش تو خونه‌ن خیلی خوب، صمیمی و قشنگ معرفی می‌کنه، که چی مثلا؟
قسمت دوازدهم بالاخره رفت تو زندگیش، با نامزدش می‌ره بیرون ولی یه سکانس خیلی کوتاهه توی ماشین که حس خاصی هم نداره رفته پیش پسر خواهرش زنگ می‌زنن از طرف پاسگاه یه دفعه می‌ره یه جای دیگه، احمق به پسر خواهرشم هیچی نمی‌گه خوب یه کلمه بگو دیگه اتریوم تبلیغ می‌کنه توی تاکسی بحث ولت و این حرفا، رمزارز کلا
قسمت سیزدهم کلا کارگردانی اثر تو دیواره زنه که جواهراتشو می‌دزدن یواشکی به یه مرد دیگه زنگ می‌زنه بعد یهو شوهرش میاد می‌گه نمی‌تونم صحبت کنم یارو رییس پلیس گیر می‌ده می‌گه تحقیقاتتون دقیق نیست، راستم می‌گه خیلی چیز خاصی ازشون نمی‌بینیم کارای این یارو که خودشو جای پیر مرد جاز ده خیلی جذابه ولی کارای پلیسی نه روتینه چرا اسم یارو که پیمان رو مسموم کرده حیدره؟!
موسیقیش ضعیفه
قسمت چهاردهم تعقیب و گریز بد نیست مناسبه رییس پلیس میگه کلاهتو بردار یکی دیگه برات میخرم، معلوم نیست چرا ولی وقتی میره بیرون کلاهشو میذاره دوباره اصلا به نید و وانت پلیسه نزدیک نمیشیم دیالوگای پلیسا بین همدیگه خیلی وارد جزئیات میشه و بیخوده و طولانی باز سکانس بیرون رفتن دزد بانک با نامزدش، کلا چیزای شخصی اینا پر رنگ‌تره تا اون پلیسه نامزد دزد بانک یه دفعه به راحتی در مورد مواد زدن و فروش مواد صحبت می‌کنه بدون هیچ مقدمه چینی اصلا هم بهش نمی‌خوره، انگار زنه فاسده ولی قیافه‌ش که معمولیه میل اکثر زنای ایرانی، خاک تو سرت نامزد این یارو دزد بانک با یه پسره قرار گذاشته با هم می‌گن می‌خندن می‌گه اون محله قبلی چه خاطراتی داشتیم و فلان، دغدغه‌ی یارو نشون دادن همین چیزاست کلا عقده‌ای اینا باعث عادی‌سازی می‌شن چون هیچ حس منفی هم ایجاد نمی‌کنه
قسمت پونزدهم زنه به اون مرده که اونور آبه زنگ می‌زنه آخر قسمت برای امضای الکترونیکی یه سکانس احساسی داره، با اینکه زنه شوهر داره ولی سکانس احساسی بین دو این دو نفر هستش
قسمت شانزدهم چیزای پلیسیش خوب بود دختره مواد فروشه می‌ره خونه‌ی مسعود اینم نقد نمی‌زنه حریم این چیزا شکسته یه دیالوگ تکرار میشه میگه چی میزنن مثلا بعد سکانس بعدی باز تکرار میشه کارگردانی درگیری توی پارک آشغاله
قسمت هفده تا نوزده خوب بود در اقتدار پلیس
قسمت نوزدهم زنه مریض شده، شوهرش با یه زن دیگه‌ست، خودشم زنگ می‌زنه به یه مرد دیگه! عادی‌سازی خیانته قشنگ خواهرزاده پلیس می‌گه شرط بندی هم می‌کنم علاوه بر مواد! بعد می‌گه مادرم بهم گفته تو پلیسی😂 حیوون مگه پنج سالته شغل داییتو نمی‌دونی بد نبود کلا ولی این چرخیدن دوربین موشن سیکنس میاره قشنگ
قسمت بیستم خیلی خوبه خصوصا چیزای پلیسیش
قسمت بیست و دوم دختره که تعقیبش می‌کنه سوار موتور می‌شه، صداسیمای احمق شوهر ساغر می‌ره پیش پلیس بهش نمی‌گه زنت اینجا صندوق داشته، ولی وقتی برمی‌گرده پیش زنش می‌گه تو به من نگفتی صندوق داری 😂 سلیم (شوهر دیگه‌ی ساغر) تو حموم سکانس داره لخت، احمقا