قسمت هشتم
چه خوب عربی حرف میزنن باریکلا. سکانس جراحی رو هم خوب دراورده
داعشیه میگه حتما یه حکمتی داره که این دکتر حاذق اینجا بود و تونست رییس ما رو نجات بده. پیر مرده هم از ارادهی خدا و تجلی ارادهی خدا حرف میزنه. به سری داعشی حرفای جذاب و درست دینی میزنن، خوب بعدا باید گفته بشه که این حرفای درست از زبان غلطی منتقل شده، وگرنه این حرفا میره زیر سوال چون قهرمانان تا الان همچین حرفایی نزدن
به پسره خیلی راحت اطمینان میکنن، تهدیدای سنگین هم نمیکنن با اینکه اینا باید چون شیعهست دشمن خونیشون باشه، اما خوب یارو شیخشون همچین دستاشو میگیره فشار میده که انگار یه آیت الله هست واسه خودش
چند بار تا حالا در نقد فیلمای داخلی عرض کردم بر اساس اخلاق اسلامی، غیبت از زنا گناه بدتریه. دختر دکتر در مورد سامی (یه دکتریه که بعدا میفهمیم نفوذیه) میگه خیلی حرف میزنه و باباش هم میخنده! خوب این غیبته دیگه چرا رد غیبت نمیکنه باباش، این یعنی ترویج بیاخلاقی
صحنهی انفجار رو خیلی خوب در آورده باریکلا
جلسات فرماندهان جبهه مقاومت خوب بود، فرمانده مقاومت هم جذابه. البته رییس داعشیا یه سکانس طولانی داره که داره با فرماندهش صحبت میکنه، تمرکز هم روی صورتشه. اما چون محیط تاریک و ترسناکه خیلی خوبه چون حس مثبت نمیسازه برای ما
اینکه ریحام آسیب میبینه مهم و خوبه تا مخاطب قشنگ حس منفی نسبت به عملیاتای تروریستی پیدا کنه، خیلی خوبه
این قسمت خیلی خوب بود و بدون شک بهترین قسمت تا الان بوده. همین ریتمو تا آخر فیلم حفظ کنه عالیه
قسمت نهم
خیلی خوب سیستم و ساز و کار وسیع داعش رو نشون میده باریکلا
سکانسی که زنا میان گاز میگیرن رو خوب درنیاورده،
یارو داعشیه که شیخشون هست میگه ما باید با مؤمن کردن مردم خلافت رو گسترش بدیم! خوب عزیز دل این حرفای درست رو گذاشتی تو دهن داعشیا؟ پس فردا یکی رو منبر همینو بگه مردم یاد حرف این داعشیه نمیافتن؟ همش داعشیا قرآن میخونن، خوب حس منفی میسازه نسبت به آیات و این باید خنثی بشه توی اثر با نشون دادن جذاب و عمیق جبههی مقاومت. تأکید اثر روی اسلام امویه خیلی زیاده و حتما باید اسلام ناب رو مفصل نشون بده وگرنه نابودع
سکانسی که پابندهای پسره رو نشون میده خیلی خوبه باریکلا، ترس از داعشیا رو ایجاد میکنه
اینکه داعشیه به شیخ میگه چند تا دختر برات میارم دیالوگ خوبیه و ذاتشونو خوب نشون میده. اینکه پول دوستی و دنیاپرستی قاضی داعشی رو نشون میده هم سکانس خوبیه
قسمت دهم
سخنرانی شیخ داعشی خوبه و اشاره میکنه به ابن تیمیه. ولی همون ماجرا هست که حتما باید حرفای دینی الهی هم توی اثر پر رنگ باشه و جذاب چون ادبیاتها مشترکن
ماجرای اسارت رو خوب تقلیل داده به یه زندگی معمولی و اینجوری اسارت رو سادهتر و قابل هضم جلوه میده باریکلا
دیالوگای پدر بزرگه در اینکه میگه بچههای اسیرتو بسپر به خدا خیلی خوبه و اون فضای ضد جنگ رو خنثی میکنه احسنت. همینطور چون حرفاش توحیدیه باعث خنثی شدن حرفای چرت داعشیه میشه
بازیگرا عالین ها، یه شاهکاره که ایران فیلم دو زبونه ساخته اکثر بازیگران هم ایرانی هستن. فقط اون ریش قرمزه یه مقدار تصنعیه که نقششم تا الان کم بوده
اینکه زن داعشیه روبند میزنه و هیچ آدم حسابی روبند نمیزنه، باعث ایجاد حس منفی نسبت به روبند میشه
قسمت یازدهم
بمبارونها رو خوب دراورده
چهرهی ابوخوله اصلیترین ضد قهرمان فیلم رو عین مالک اشتر سریال امام علی علیه السلام دراوردن نادونا
بحث نفوذ رو خیلی خوب نشون میده، یارو داعشیه اما فرمانده عراقی بوده و لشگر رو میفروشه. مضمون خوبیه
اصلا محیط جنگ رو نشون نمیده متاسفانه، صرفا پشت سنگرو نشون میده و هیچ خبری از نماهای باز از کل جبههی جنگ نیستش
در سکانسی که هلی کوپتر دنبال فرماندهی داعشه، دوربین کلا با داعشیا هستش و اصلا حتی یک نما از درون هلی کوپتر مقاومت نمیده. خوب اشتباهه دیگه اینجوری کلا مخاطب همراه با دوربینی میشه که همراه با داعشیاست
یارو داعشیه میره تلویزیون طرف رو میشکنه و هزار با تاکید میکنه که تلویزیون حرومه و دائم کلمهی حرام تکرار میشه :) هنوز در عجبم با چه عقلی مسئولان کم خرد صداسیما تصمیم گرفتن در دورانی که بزرگترین دشمن ما غرب «سکولار» هست، با تاخیر ده ساله بیان علیه داعش فیلم بسازن و دائم ادبیات دینی رو (البته که به شکلی اغراق شده و انحرافی) از زبون داعشیا بیان کنن. جالبه
عبدالله که رفیق ایناست به شکل مسخرهای میگن مرده! شخصیت مکمل مهمی مثه عبدالله رو فیلم حتی نشون نمیده که چجوری مرده. فرض کنیم که نمرده و زندهست، بازم بیخوده؛ باید نشون بدی طرف ضربه میخوره انگار مرده ولی بعدا بفهمیم زندهست. این حد از تنبلی بیمعنیه، که شخصیت به این باحالی رو با دیالوگ خبر مرگشو بدی
فیلم از جهت بصری خوشساخت و البته پر خرجه باریکلا، همین نقطهی قوتشه
قسمت دوازدهم
حتی توی جلسات خصوصیشون به شکل غلیظی از عبارات الهی و اسلامی استفاده میکنن. شیخشون میگه خدا ما رو حفظ کرده و پیروز کرده و این حرفا. تا الان دز اسلام در بین مقاومت خیلی کمرنگ بوده، کلا اکثر سکانسا مربوط به داعش بوده و شخصیتی از بین مقاومت در فیلم جا نگرفته
فیلمبرداری خیلی خوبهها، دوربین روونش ریتم فیلمو حس میکنه. موسیقی هم که عالیه
سکانس گفت و گوی زن فرانسوی با یه داعشی خیلی خوبه، ولی با یه خندهی مسخره آخرش خرابش میکنه :) اینجور سکانسای خوب باید توی تدوین بخشای چرتش دربیاد که حس مخاطبو خراب نکنه
با شخصیت ریحام چه خوب نتیجهی عملیات تروریستی رو نشون میده باریکلا
قسمت سیزدهم
شروع فیلمو کلا خیلی خوب ساخته باریکلا
گفت و گوی آلمانیه با دکتر خیلی خوبه، اینکه یه دفعه میزنه به آلمانی خیلی جالبه
اینکه سکانسای خشن فیلمو تار میکنه خیلی خوبه باریکلا، که رده بندی سنی نخوره
اینکه پسره بعد از حکم ناعادلانهی دادگاه قرآن میخونه خیلی خوبه، نشون میده اینا به قرآن عمل نمیکنن باریکلا
قسمت چهاردهم
اینکه سعید به شکل رندومی تصادف کرد خیلی مسخره بود، میشد بمبی چیزی بخوره کنارشون. ولی اینکه اینقدر یه داستان رو داره کش میده بیمعنیه. چند قسمته ما فهمیدیم میخوان بیان سعیدو بدزدن به جای داعشیه، ولی هیچ چرخش داستانی رخ نداده و همین قضیه رو کش میده. برای همین ریتم داستان پایین اومده
دیالوگ نسبتا طولانی هست بین الهام و باباش، همش میگه آروم باش درست میشه، خوب چرا؟ چرا نمیگی من توکل دارم آرومم، صرف اینکه هی بگه آروم باش چه فایدهای داره؟ سکانسو هدر داده با دیالوگ نویسی ضعیف
اینکه صورت دختره رو بازم روش تمرکز میکنه جالبه، ولی چرا رده بندی سنی نمیزنه؟ همچنین اینم مهمه که اثر خیلی داره ضد جنگ میشه متاسفانه و تمرکزش به جای جنگ، رفته روی آسیبهای جنگ که اصلا منطقی نیست. حماسه در فیلم در کمترین حد ممکنه و تراژدیش در اوج
بازم سکانس کشته شدن محافظان بیمارستان عین خیالمون نیست، چرا؟ چون اصلا نمیشناسیمشون و مثل چی همشون رو میکشه. سکانسای اکشنش خوبه از جهت فرمی، اما محتوایی که میسازه ناجوره، بیارزش بودن جون محافظان عراقی که اهل جبهه مقاومت هستن
دوربین هم که همش همراه با داعشیاست متاسفانه و باعث سمپاتی با اینا میشه
مشتی بیسواد نشستن میلیاردی خوردن و فیلم ساختن، از اول تا آخر ماجرای حمله به بیمارستان دوربین تقریبا همیشه پشت داعشیا و همراه با اوناست. نیروهای مقاومت هم که یا خوابن، یا دستشویی هستن، یا مثه ابلها رفتار میکنن. وقتی هم که سامی میمیره، موسیقی غمناک میزنه و دائم کات میزنه به داعشیای دیگه که دارن غصه میخورن تا حسشون به ما منتقل شه! همشم دو تاشون میگن الله اکبر لا اله الله! احمقانهست واقعا این حد تاکید روی الفاظ الهی از زبون یه مشت داعشی.
به جای اینکه نشون بده این داعشیا به همدیگه رحم نمیکنن، نشون میده عین برادرن که بازم برای ما سمپاتیک بشن! نمیدونم چی بگم
حیف، فیلم به این خوبی با میلیاردها پول بیزبون، به خاطر بیسوادی و بلاهت یه عده اینجوری به ضد خودش تبدیل میشه و امیدوارم عمدی نباشه. نمیدونم چجوری میتونم امید داشته باشم وقتی در چهارده قسمت هنوز یک نفر قهرمان در جبهه مقاومت نداریم و با مشتی آدم رندوم و داعشی فیلم در ژانر ضد جنگ داره میره جلو :)
قسمت پانزدهم
چرا دکتر (بابای الهام) رو نکشتن؟!
شروعش با زندگی شخصی داعشیه با زنه قفقازیهست. اینکه میره تو زندگی شخصی داعشیا و زندگی عادیشونو نشون میده، بیمعنیه و به خاطر نسبیت اخلاقی فیلمه
اینا دارن در مورد پدرسوختگی داعشیا صحبت میکنن، بعد پشت صحنه صدای نماز میت میاد! بازم ایجاد حس منفی نسبت به مناسک اسلامی
دختره که فرار کرد چی شد خوب آخر این قسمت باید کات میزد
ببینین اثر نقاط قوت زیادی داره ها، خصوصا در اجرا. اما داستان بعضی جاها خیلی خراب کرده، اینم یکی از دلایلش اینه که اصرار دارن سی قسمت بسازن. خوب ده قسمت بساز خوبشو بساز اگر مخاطب استقبال کرد فصل بعدی رو بساز
زمان:
حجم:
2.9M
▪️چند نکته در مورد قسمت چهاردهم بیگانگان، ریشهیابی نسبیگرایی اخلاقی و تخریب اسلام در بیگانگان و اینکه چرا نقد تصویریش رو منتشر نکردیم
قسمت شانزدهم
دختره واقعا فرار کرد قسمت قبلی! چه آبکی نشون داده بود پس
بخش مهمی از فیلم در زندگی شخصی بین اون داعشی و زن قفقازیشه، در این قسمت هم محوره طرف
سکانس دیدار پدر و پسر خیلی خوبه باریکلا، حس خونواده دوستی منتقل میکنه با کارگردانی خوب و بازی عالی
میگه الهام که فرار کرد بهش شلیک کردن، اصلا نشون نداد که
اینکه ماجرای قاچاق آثار باستانی رو نشون میده خیلی مضمون خوبیه، اما داعشیایی که دارن این کارو میکنن چون شخصیت اصلی این سکانسا میشن، سمپاتیک میشن. هری پاتر رو خاطرتون بیاد، همین ماجرای قاچاق رو نشون داد، اما به شکلی که هری پاتر یواشکی داشت میدید و نه اینکه قصه از زبون قاچاقچی روایت بشه
در مورد عتیقهها زنه به عنوان یه متخصص حرف نمیزنه و جزئیات باستانشناسی رو نمیگه، این ضعف در دیالوگاست، به جاش میگه این سنگش قدیمیه خوب اینکه بدیهیه که، بگو مثلا مال فلان دورهست یا این شکل روش بن فلان معنیه. این قضیه رو سرسری دراورده
قسمت هفدهم
اینکه دختره چند روزه توی تانکه بیمعنیه، چرا فرار نمیکنه خوب با چه منطقی به یک پیر مرد رندوم اعتماد کرد که بفروشنش
بابای نادونش میفهمه به جای فرمانده گرفتنش، به دختره میگه فرار کن، چون داستان بهانه میخواد تا بره سراغ بحث برده داری و کنیز فروشی
مسخرهست که نیروهای سپاه کلا هیچ کاری نکردن، اینا خودشون به شکل اتفاقی و مسخره رفتن داخل داعش و همه کارا رم اینا میکنن. خوب چرا واقعیت مقاومت رو تحریف میکنی؟ یه مشت آدم عادی جنگو جمع کردن یا نیروهای مقاومت؟ عجیبه، بعد ده سال فیلم ساختن اونم با محوریت تصادف و یه سری آدم معمولی، از سربازای دلاور ایرانی خبری نیست و به شکل ابلهانهای همون یه سرباز رو هم با چند تا دیالوگ به کشتن داد
بعد ۱۷ قسمت هیچ خبری از امریکا نیست، هیچ خبری از دولتهای غربی که اساس داعش رو به وجود آوردن نیست، هیچ خبری از حمایت حکومتای پدرسوخته مثل سعودی نیست، ترامپ رسما گفته امریکا داعش رو به وجود آورده، اینکه نپرداخته به این بحثا عجیبه
قسمت هجدهم
اثر به خوبی میره وارد بحث فروختن اسرای جنگی توسط داعش میشه که خوب دراورده باریکلا. نشون میده که مردم موصل هم تماشاچی هستن و کاری هم نمیکنن. به زیبایی تمام الفاظ عربی همراه شده با بدترین سکانسای فیلم و فروش برده و حس بسیار بدی نسبت به این زبون ایجاد میکنه این سکانس
خیلی جالبه و حتما اتفاقیه :) پشت سر یارو برده فروشه دقیقا وسط قاب، کلمه «الاسلامیه» جا گرفته و تمام نفرتی که از داعش و برده فروشی و به باد رفتن زن بنده خدا ایجاد شد، همراه میشه با عنصر بصری اسلامیه تا این حس منفی با اون کلمه همراه باشه
اون ابلهی که همش رده بندی سنی میزد، چرا دیگه نمیزنه؟! فروش برده رده بندی سنی نداره مگه. برای اینکه تعداد مخاطباشون پایین نیاد هر جنایتی میکنن، والا رده بندی سنی توی سیستم تربیتی غرب هم محوریت داره دیگه
از جهت فرمی فیلم خیلی خوب دراومده، محتوای بدی رو به خوبی داره منتقل میکنه :)