نَــوایِمَـظلـُــوم
_
بعضی وقتا لازمه از تعلقات
دنیا دل بکنی رفیق ...
شهید محمد رضا دهقان
#شهیدانه 🌱
نَــوایِمَـظلـُــوم
🎧🤍 #باید_برخاست
-
هرموقع ناامید شدی و حالت بد بود
فقط کافیه این صوتِ شهید مصطفی
صدرزاده رو گوش بدی :)
-
آمریکا و اروپا خیال میکنند ما برای
استحکام نظام خود، دنبال سلاح
کشتار جمعی و اتم و این چیزها
هستیم. اشتباه میکنند؛ این هم
تحلیل غلط و اطلاعات نادرستی
است. ما میدانیم آن چیزی که
بمب اتم هم در آن کارگر نمیشود
یک ملت مصمم، عازم، مؤمن،
متحد و یکپارچه است. این است
که کسی نمیتواند بر آن فائق
شود و غلبه پیدا کند.
•شهیدامامخامنهای•
#مرگ_بر_آمریکا
-
شبهه ی هشتم:
📝حضرت زهرا سلام الله علیها تا مدت زیادی به قبرستان میرفتند و گریه میکردند. یک فرد بیمار چگونه توانایی دارد به قبرستان برود و گریه کند⁉️
✍پاسخ:
وقتی به متن عربی و کامل این روایت نگاه میکنیم چنین سوالی پیش نمی آید.
در متن عربی آمده است:فجلست سبعة أيام لايهدأ لها أنين...فلما كان في اليوم الثامن أبدت ما كتمت من الحزن¹
هفت روز گریه ی حضرت تمام نشد...و روز هشتم آشکار کرد حزنی را که پنهان کرده بود.
ثم رجعت إلى منزلها وأخذت بالبكاء والعويل ليلها ونهارها²
سپس به خانه بازگشت و شب و روز گریه میکرد.
پس از این بزرگان مدینه جمع شدند و درخواست کردند حضرت زهرا یا روز گریه کند یا شب. هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام این خبر را به حضرت رساند، ایشان پاسخ داد: ما أقل مكثي بينهم³
یعنی من زیاد بین این مردم نمیمانم.
(این جمله خود دلالت بر این دارد که وقوع پیدا کرده آنچه سبب فوت میشود.)
پس از آن امیرالمومنین علیه السلام بیت الاحزان را در بقیع بنا کرد.
اما رفتن حضرت زهرا سلام الله علیها به بقیع چگونه بود؟
وكانت إذا أصبحت قدمت الحسن والحسين أمامها⁴
هرگاه صبح میشد حسن و حسین را جلوی خودش قرار میداد و به سمت بقیع میرفت.
(دلالت بر ضعف و ناتوانی دارد، هم عصا کردن فرزندان و هم عقب ماندن از آنان)
فإذا جاء الليل أقبل أميرالمؤمنين إليها وساقها بين يديه إلى منزلها⁵
هرگاه شب میشد، امیرالمومنین به سمتش میامد و او را سوق میداد در پیش رویش به سمت منزلش.
(این عبارات نیز دلالت بر ضعف و ناتوانی دارد)
بیست و هفت روز بعد از وفات پیامبر این کار ادامه داشت.⁶
سپس آن شدت مریضی که باعث فوت شد واقع شد.⁷
و چهل روز با بیماری ماند و سپس فوت شد.⁸
🖇تمام عبارات دلالت بر آسیب دیدن حضرت زهرا سلام الله علیها و ضعف ایشان هنگام رفتن به بیت الاحزان دارد. فلذا این دلیل هم برای سلامتی ایشان درست نیست.
📚منابع:
📕۱) بحار الأنوار ج۴۳ص۱۷۵
📕۲) بحار الأنوار ج۴۳ص۱۷۷
📕۳) همان
📕۴) همان
📕۵) بحار الأنوار ج۴۳ص۱۷۸
📕۶) همان
📕۷) همان
📕۸) همان
مارو دنبال کنید:)
🟥 @Flip313
⬛️نَــوایِمَـظلـُــوم(:'
🔻در مراسم بزرگداشت رهبر شهید
انقـلاب فرزند ارشـد ایشـان با نهایـت
سادگی و بیپیرایگی، کفش خود را در
کیسهای پلاستیکی گذاشت و خود
شخصاً آن را حمل کرد.
در جامعه ما، حتی بسیاری از
مسئولان شهرستانی نیز چنان رفتاری
ندارند و به نـدرت دیـده میشـود که
کسی شخصاً کفش خود را در مراسمی
بردارد معمولاً راننده یا همراهان این
کار را انجام میدهند. اما بنگرید که
رهبر شهید چه فرزندانی را پرورش
داده اسـت که حتـی در چنیـن کار
سادهای بار خود را بر دوش دیگران
نمیاندازند.
#رهبر_شهید
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_
رهبر شهیدم...
مقتدر مظلوم...💔
#امام_شهید
نَــوایِمَـظلـُــوم
_ رهبر شهیدم... مقتدر مظلوم...💔 #امام_شهید
ـ
یادت هرگز در قلب مان نمی میرد...
#رهبر_شهید
شبهه ی هشتم:
📝زمان پاره کردن نامه ی فدک و لگد زدن به بطن حضرت زهرا سلام الله علیها چه زمانی بود⁉️
✍پاسخ:
شیخ طبرسی از حماد بن عثمان از امام صادق علیه السلام نقل میکند:هنگامیکه با ابوبکر بیعت شد و کارش استقرار یافت بر تمام مهاجر و انصار، به سوی فدک فرستاد کسی را که وکیل فاطمه را خارج کند. فاطمه نزد ابوبکر آمد و گفت: برای چه میراثم از پیامبر را منع کردی و وکیلم را خارج کردی از فدک در حالیکه پیامبر آن را به امر خدا برای من قرار داد؟ ابوبکر گفت: برای این ادعایت شاهد بیاور. پس زهرا ام ایمن را آورد و ام ایمن به او گفت: ای ابوبکر من شهادت نمیدهم تا زمانیکه اقرار کنی به آنچه رسول خدا گفت. سوگند میدهم تو را آیا نمیدانی که پیامبر گفت: ام ایمن زنی از اهل بهشت است؟ ابوبکر گفت: بله. پس ام ایمن شهادت داد که خدا وحی کرد به پیامبر(و آت ذی القربی حقه) پس فدک را به امر خدا قرار داد برای فاطمه.علی نیز آمد و شهادت داد به مثل آنچه ام ایمن شهادت داد.ابوبکر سندی نوشت و به فاطمه داد.
عمر داخل شد و گفت: این نامه چیست؟
ابوبکر گفت: فاطمه فدک را ادعا کرد و ام ایمن و علی بر آن شهادت دادند، پس سندش را نوشتم برایش.عمر نامه را از فاطمه گرفت و آب دهان بر آن انداخت و پاره کرد. فاطمه خارج شد درحالیکه گریه میکرد.¹
🛑شیخ مفید در جزئیات این واقعه میگوید: حضرت زهرا از دادن سند امتناع ورزید و عمر بن الخطاب او را زد و با پایش لگدی زد در حالیکه او حامله بود به پسری که اسمش محسن بود. پس محسن از شکمش سقط شد. سپس سیلی به صورت زهرا زد که گوشواره از گوشش شکست و پخش شد. سپس سند را گرفت و پاره کرد.²
⬅️ابن ابی الحدید میگوید: این اتفاق ۱۰ روز پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رخ داده است.³
📚منابع:
📕۱) الإحتجاج ج۱ ص۱۱۹تا۱۲۲
📕۲) الإختصاص ج۱ص۱۸۵
📕۳) شرح ابن ابي الحديد ج۱۶ص۲۶۳
مارو دنبال کنید:)
🟥 @Flip313
⬛️نَــوایِمَـظلـُــوم(:'