ریان ابن شبیب
آبو واسه حبیب ، دیر آوردن
ریان ابن شبیب
جد مارو غریب گیر آوردن...
وسط دسته، توی خیابون ، شب عاشورا
بارون اومد.
آخه بارون چرا الآن؟ یکمی دیر نیست ؟
کاش اون شب روی خیمه های اباعبدالله می باریدی .
هدایت شده از عباسپرست(:
ای کسانیکه میگید چه زود تموم شد!
تازه شروع شده💔..
صبرِ رقیه و عمهاش..
بازار
گوشواره..
زجرِ نامرد..
خرابهو..
رفیق تازه شروع شده..:)💔