خیلی یهویی یادِ یه خاطره از کربلا افتادم که بچه بودم :)))))
یه جا بیرون از حرم کنار حرم بودیم مامانم میخواست نماز بخونه و برای من یه تسبیح مشکی از اینا که برق میزنن خریده بودن و من با مهر و اون تسبیحه داشتم مار بازی میکردم :')))))))))))))))
https://eitaa.com/65267487/3785
نمیدونم ، بچگیامو خیلی یادمه ولی یادم نمیاد دیشب شام چی خوردم ✨
هدایت شده از فِرانسیُم
دنیا...
بدنها رو فرسوده،
آرزوها رو تازه،
مرگ رو نزدیک
و خواستهها رو دور میکنه.
اونی که بهش رسید خسته شد؛
اونی که بهش نرسید رنج کشید.
#نهجالبلاغه ، ح۷۲
join: @FRANSIOM