غمگُسار تو ادبیات فارسی یعنی کسی که غم رو از بین میبره؛ و تو غمگُسار منی؛
-ꜰᴏʀʏᴏᴜ🤍-
ببین من نمیتونم ازت دربرابر تموم رنجها و سختیهای دنیا محافظت کنم، ولی میتونم بهت بگم که قوی باشی، وقتی داری غصه میخوری و ناراحتی کنارت باشم.
من نمیگم دنیا آسونه و غصه ای نداره میگم که همه ی اینا رو باید باهم تحمل کنیم شونه به شونه.
-ꜰᴏʀʏᴏᴜ🤍-
تو نمیتونی تصور کنی چقدر دوستت دارم
چقدر باعث لبخندایِ ریز من موقع چت میشی
چقدر حرف زدن باهات بهم آرامش میده و چقدر دلم میخواست که کنارم بودی و میتونستم بغلت کنم.
-ꜰᴏʀʏᴏᴜ💛-
"تی بلامیسر" همین دو کلمه یعنی درد و بلات بخوره تو سرم، دورت بگردم، عاشقتم، یعنی مهم ترین شخص زندگیمی، یعنی دوست دارم"
-ꜰᴏʀʏᴏᴜ🤍-
کاش هرچی زودتر فاصلهی بینمون تموم بشه اونوقت جوری بغلت میکنم که همه این دوریا جبران بشه یجوری میبوسمت که همه اون شبایی که دلم میخواست کنارم باشی و نمیشد جبران بشه یجوری دستاتو محکم میگیرم که از ته دلت باور کنی دوست دارم و همیشه باهات میمونم.
-ꜰᴏʀʏᴏᴜ🤍-