.
ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود
آدم های زیادی را به گریه میندازد...🙂
اونجایی که یه دختر با بغض و صدای گرفته میگه: ولی تو قول داده بودی!
عرشِ خدا به صدا درمیاد ..
حالم ؟!
نمیدونم دیروز پشتِ چراغ قرمز گریهام گرفت
امروز داشتم آب میخوردم گریهام گرفت
الانم دارم مینویسم گریهام گرفته.
باب اسفنجی: تو چند تا دوست صمیمی داری؟
پاتریک: فقط یه نفر هست که با بقیه برام فرق میکنه اونم تویی...بقیه رو فقط میشناسنم.