ولی یادتون نره از همیشه بیشتر روی جنگنرم حساب کردن.
الان روحیه ی مردم و عقاید محکمشون و قشر جوون بیشتر از همیشه هدفشونه.
میدون رو نباید خالی گذاشت؛
نباید بزاریم روحیه ها تضعیف شه که منتظر همینن تا فتنه های دیگه رو راه بندازن.
هدایت شده از شبهایروشن-
جالبه. هم داغداریم، هم ادامه دهنده، هم خون به جگریم، هم امیدوار، هم سینه سوختهایم، هم دلگرم. گردن به بالا چشمها پر اشک، گردن به پایین قلبها پر تپش. در گلو بغض، در سینه غرور. ذهنمون روشن، دلمون غصهدار. از هر مدل احساسی نیمکیلو داریم.
هدایت شده از نامحرمات🇮🇷🇱🇧
ما وابسته بودیم
ما بنده و شیفته کاریزما بودیم
به سیدحسن به حاج قاسم به داشته هامون به ...
ما وابسته بودیم به سیدعلی خامنه ای.
ما وابسته بودیم و مغرور به داشته ها
من دیدم که می گفتن چون حاج قاسم رفت نتونستیم پیروزی های قبل رو داشته باشیم...
من دیدم که حاج قاسم رو به جای خدا می دیدیم
من دیدم!!!!
انگار حاج قاسم ارجحیت داشت به الله
تمام پیروزی های حاج قاسم از الله بود، نه از حاج قاسم...
انگار قاآنی خدا نداره...
ما وابسته بودیم به سیدحسن که اگر نباشه حزب الله هم نخواهد بود...
اما الان شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله با همون قدرت و حتی با سیستم اطلاعاتی قوی تر در حال انجام وظیفه است...
ما بنده و شیفتهی کاریزمای سیدحسن نصرالله بودیم
حواسمون نبود همه از خداست!
خدا باید به ما می فهمند که خدا می تونه ده روز کشور رو بدون سیدعلی که فکر می کردیم نظام وابسته به اونه، بچرخونه
بدون فرمانده
بدون...
با ضعیف ترین افراد ممکن
وسط جنگ مدیریت کنه
خدا خواست بفهمونه همه اش خودشه
همه چیز الله...
ما هیچیم
تمام هستی هیچه
سیدعلی خامنه ای ، سید حسن نصرالله ، حاج قاسم و و و و همه هیچن
همه خداست
همه چیز خداست
ما بجز خدا وابسته هیچ نیستیم
هرچه هست نعمت الهیست
و هرچه نباشد، خدا همچنان هست
هدایت شده از اِخراجی/*
۵۰ سال آینده، زمانی که نوههام
دورم نشستند و ازم خواستند
تا خاطرات این روزها رو براشون تعریف کنم
با افتخار میگم من اون زمان ۲۰ سالم بود !
یه جوون ۲۰ساله که عشق، کورش کرده بود
عشقِ به وطن !
روزا با زبون روزه پیِ یه لقمه نون حلال بود
و شبا کف خیابون! برای اینکه اجازه نده
دشمنِ داخلی و خارجی نگاهِ چپ به کشورش بکنه!
براشون تعریف میکنم که تعصب
پرچمِ سه رنگ و اون اللهِ وسطِ پرچم
رو میکشیدم و انقدر شبا کنارخیابون
وایمیستادم و پرچم تکون میدادم
که بازوی سمت راستم درد میگرفت
و شبا با درد میخوابیدم !
دیگه مهم نبود که دخترم، اول سربازِ
کشورم بودم و بعد دختر ایران ... ♥️
سردار بهمون گفتند
خیابون با شما و میدون با ما !
و ما کفِ خیابون حیدر حیدر کنان
شیر بچه هایِ علی رو دعا میکردیم .
صبحا ؟!
صدای موشک برای بیدار کردنِ مون
از اذان جلو میزد. ما هم مثل ققنوس
که از خاکسترِ خودش بلند میشه،
هر روز خونِ رفقامون رو میتکوندیم،
اشکهامون رو پاک میکردیم و آماده
میشدیم برای جنگ جنگ تا پیروزی!✌️🏼
هدایت شده از ـ الوَهـاب¹²⁸.
مادرم بعد ِخدا نام تو را یادم داد،
عادت کودکی ماست علی گفتن ِما..
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
ملت میگم این قضیه فرانسه چیه من نفهمیدم تو کانالای خبری هم چیزی پیدا نکردم...