eitaa logo
جنگل‌ِحفاظت‌شده‌‌‌ی‌ذهن
90 دنبال‌کننده
3هزار عکس
318 ویدیو
4 فایل
به وقت پیدا شدن؛ . اینجا؟ مکانی بی هدف، بین زمین و هوا، بین تفکرات و تخیلات یه آدم. اون آدم؟ منِ منِ کله گنده D: حرفاتون: https://eitaa.com/cottage_1404
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از علیرضا زادبر
در شب شهادت امام علی(ع) که یهودیان در خیبر از او زخم خوردند، شیعیان علی(ع) با یهودیان صهیونیست در جهادند. رزمندگان سپاه اسلام را دعا کنید. یاعلی @Politicalhistory
هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟ - بله؟ + شما بابای من را ندیدی؟ او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا می‌آورد و یک کوله روی پشتش است. - اسمش چیست؟ + نمی‌دانم، هربار پرسیدم، نگفت! - چه کارش داری؟ + می‌خواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشته‌شدنِ علی را. - از این خبر خوشحال می‌شود؟ + آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال می‌شود. - مرگِ علی را جلوی او آرزو می‌کردی؟ + آری، همیشه غذا که می‌آورد جلویش علی را نفرین می‌کردم، او هم دست‌هایش را بالا می‌برد و می‌گفت: خدایا مرگ علی را برسان...
آخ از مظلومیت علی...
یومه میخوام شروع کنم به نوشتن تو ام شروع کن
هدایت شده از خبر فوری
♦️فرمانده نیروی دریایی سپاه: هر نفتکشی که بتواند یک ناوشکن آمریکایی را متقاعد کند که او را در تنگه هرمز اسکورت کند امنیت نفتکش را با هر پرچمی باشد تضمین میکنیم. @AkhbareFori
برای مدافعان وطن دعا کنید لطفا:))
هدایت شده از اِخراجی‌‌/*
گاهی باید به چندتا از سلطنت طلبایی که راضی به کشته شدن هم‌وطن هاشون توسط یه پدوفیلی هستن گفت آقا وقتِ افطاره بفرما دو لقمه حلال، شاید خوشت اومد :) ‌ @panahh_ir
هدایت شده از علیرضا زادبر
متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش به نام خدا از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم» «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند… و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند! در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان… اما دست خودم نبود! من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت… در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است. در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب… و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است. به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند… آری همین رسانه کاری با کشور  ِسامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند… به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند! دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!! تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم… برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…  «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است  و براستی خدا برای ما بس است…     اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…  من ترجیحم این است که  در همین وسط بایستم و بمیرم وسط مدرسه میناب وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابان‌های شهرم… محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
هدایت شده از Paradox 𓂀
چفیه، حسی که خوندن نهج البلاغه به آدم میده، بوی اسپند... از بیوتون و پروفتون خیلی خوشم اومد ماشالله...🚬