جنگلِحفاظتشدهیذهن
یعنی خدا میدونه تو این چند قسمت اخیر چقدر مو سفید کردم🤣😭
جونگنیون تارهای صوتیش دیگه مثل قبل کار نمیکنه و کلی افسردگی کشید(تقصیر اون زنیکه و صدالبته خودش بود)
حتی گزاشت رفت
نتونست مسابقه شرکت کنه(نبُرد و سر صحنه خون بالا آورد)
با جوران میونشون بهم خورد
اوک کیونگ رفت
حسابدارشون سرشون کلاه گذاشت
میخوان زمین مه رانو بخرن
کارگردان انقدر فشار روش بود غش کرد
خیلی از کارآموزا رفتن
سرمایه گزار ندارن
حتی نویسنده ام ندارن
از همه مهم تر
جورانو شوهر دادن و از گروه رفت💔
جنگلِحفاظتشدهیذهن
جونگنیون تارهای صوتیش دیگه مثل قبل کار نمیکنه و کلی افسردگی کشید(تقصیر اون زنیکه و صدالبته خودش بود)
تو جمع بودم واگرنه سر رفتن جوران زار زار گریه میکردم(مبالغه*)
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
نه فقط مادرجونم گفت خونه رو جارو بزن. منم جارو زدم. و لباس شستم. بعد دیگه...نمیدونم...هیچی..فیلم دیدم. یکم با هوش مصنوعی حرف زدم. دلم درد میکرد. همین.