جنگلِحفاظتشدهیذهن
نمک زندگی من پسرم بود ولی نمک زندگی ام را به زمین پاشیدند.. وایعلیاکبرم/۳۳۳ .💔
آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک
دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند..:)
جنگلِحفاظتشدهیذهن
نمک زندگی من پسرم بود ولی نمک زندگی ام را به زمین پاشیدند.. وایعلیاکبرم/۳۳۳ .💔
وای رفتم اینو سرچ کردم چه قشنگ بود
سَنگها صورت او را عَوضم بوسیدند
تیرها سَخت به آغوش علی چسبیدند
داشت می رفت به میدان قد و بالایی داشت
عَمه هایش همگی دور سَرش گردیدند
سَرو من تشنه به میدان شَهادت می رفت
خواهرانش عوض اَبر بر او باریدند
پیرمردان همه گفتند رسول الله است
جمعیت از نَفَس افتاد، هَمه ترسیدند
نَمَک زندگی من پِسَرم بود ولی
نَمَک زندگی ام را به زَمین پاشیدندم
جلسِ خَتم گرفتیم کنار بدنش
عوض فاتحه خوانی همگی رَقصیدند
هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم
مَرد و نامرد همه غُربت من را دیدند
آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک
دسته جمعی به مَن و گَشتَن من خَندیدند
هدایت شده از -کتابفروشیِخانماندرسون-
دلم گریه میخواد،دهه اول خیلی زود داره تموم میشه =)
هدایت شده از مأوا💞
وَ كَم أصلحَ العباس
ما أَفسدَ الدَهر؛
دردهارابیشترعباس
درمانمیکند:)
هدایت شده از اِخراجی/*
دل نشکنید مردم؛
کفالتِ دلهای شکسته به دستِ
عباسه! عباس حسین! عباس زینب!
عباس بچهها! عباس فاطمه!🖤
هدایت شده از خلوتِنیمـہشـب؛
آب از سرم گذشته است، دست مرا هم میگیری؟..