پرایوتِ دتری
دلم برا حال و هوای روزای اولی که شیداخی رو زدم تنگ شد : ) کلا چند نفر میفهمن چه حسی و میگم.. نمدونم
خیلی یهویی دلم برا چنله شیداخیم تنگید :))
ولی نیاز نیست تو خوابمم ثابت کنید لیاقت حرمتونو ندارم من تو بیداری کاملا میدونم لایقش نیستم
تو خواب دیگه این کارو باهام نکنید 🙂💔.
هروز با یه خبر بد بیدار میشیم.
هر روز یه غصه جدید.
یه نگرانی تازه.
آدم نمیدونه برا کدوم درد ناراحت باشه. فقط میدونه دلش دیگه مثل قبل طاقت شنیدن نداره.