eitaa logo
پرایوتِ دتری
122 دنبال‌کننده
868 عکس
376 ویدیو
3 فایل
اینجا ؟ یه پناه امن برای من . ای غریبه‌ی آشنا، جهان بعدی قول بده پشت منی! : ) بر من ببخش ‌. . - اگر نوشته‌هایم تورا یاد کسی می‌اندازد . کپی ؟! اصلا .
مشاهده در ایتا
دانلود
آریس ، زندگی رو زندگی نمیکنی واقعا‌.
کنسر ، آریس تورو میپرسته.
نمی‌دونم چطور منظورمو برسونم ولی گاهی به این فکر فرو میرم که چقدر بده که آدم فقط یه بار زندگی کنه و لذت شیعه علی بودن و تجربه نکنه .. اونایی که مولا و خداشو نمی‌پرستند واقعا انگار از یه خوشبختی عظیمی از زندگی جا موندن نمی‌دونم چطور بیان کنم واقعا ولی شیعه علی بودن واقعا لذت بخشه حس خوبی داره.
پرایوتِ دتری
نمی‌دونم چطور منظورمو برسونم ولی گاهی به این فکر فرو میرم که چقدر بده که آدم فقط یه بار زندگی کنه و
مثل این میمونه که تو به دنیا میای و تو زندگی یه هواپیما هست که ادمایی که لایقش هستن و انتخاب میشن با هواپیما میرن تو یه دنیای جدید که دنیاش خیلی جالب و لذت بخش و تو اون دنیا زندگی کردن ی جوری خوشبختیه برا خودش.. و تو ، تو اون دنیا باشی و به این فکر کنی که چقدر بده آدم یه بار به دنیا بیاد سعادت سوار شدن اون هواپیما رو نداشته باشه اون خوشبختی و لذته رو تجربه نکنه از دنیا بره ‌‌.. فکر کنم اینجوری بهتر منظورمو رسوندم.
چند روز پیش داشتم آشپزی میکردم و به همین موضوع فکر میکردم آهنگ هم پلی بود بعد من کلا اهنگام خیلی بیشتر از مداحی هامه یعنی احتمال اینکه بین اون همه آهنگ مداحی پلی بشه همیشه خیلی کمه .. خلاصه که همین طور که داشتم درمورد این موضوع شیعه علی بودن فکر میکردم یهو مداحی مورد علاقم( آه از دوری ) پلی شد و بنده به شدت ذوقی شدم و به شدت حس خوبی بود 🛐.
حالا که اقد حرف زدم و موضوع مون هم درمورد شیعه علی بودنه بزارید یه داستانی که به نظر خودم قشنگه و درمورد خودمه رو هم تعریف کنم.
واقعا خیلی دوست دارم این داستانه یه گوشه از خونه ی امنم، چنلم تعریف شده باشه.
خب اهم بسم الله داستان نسبتا طولانیه یعنی بیشتر مقدمش طولانیه.🦦
من تو خانواده ای بزرگ شدم که مذهبی هستیم ولی تو دوران کودکیم من زیاد حرفی از امام هامون نشنیدم یعنی جوری نبود که مامان بابا و داداشم بیان درمورد این چیزا برام توضیح بدن و داستان های غم‌انگیز امام هارو تعریف کنند برام.. شاید بخاطر این بود که آنقدر درگیر زندگی بودن یادشون رفته بود باید برام تعریف میکردن تا از همون بچگی عشق شون تو دلم بشینه خلاصه که زیاد یا شایدم اصلا چیزی ازشون نشنیده بودم ولی یادمه حدودا چهار پنج سالم بود هیت و اینا می‌رفتیم ..