یه وقتایی حس میکنم بیشتر از سنم دیدم بیشتر از سنم فهمیدم بیشتر از عمرم شکستم
بیشتر از اون که باید، فکر کردم زود بزرگ شدم و خیلی زود دارم پیر میشم.
متاسفم، نمیتونم ببخشمت.
چون دلم گناه داشت ، روح و روانم گناه داشت. نمیبخشم چون بهت گفته بودم بیشتر از این زخمیام نکن.
به قول عباس معروفی:
زمانی از دست دادن برایِ من فاجعه بود. بعدها، آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم.