اصلا حوصله این روزا رو ندارم اگه میتونستم این قسمت از زندگی و میزدم جلو اصلا تجربه نمیکردم اما نمیشه مجبورم بگذرونم..
پرایوتِ دتری
دلم میخواد تمام حرفایی که تو دلم پوسید و داد بزنم بگم اما فایده ای ندارع
داد بزنم گریه کنم خودمو به در و دیوار بزنم من دیگه منِ سابق نمیشم هیچوقت.
دلم برا اون ذوق بچگیا اون حال خوب اون خنده های از ته دل اون مهربونیه بی منفعت اون دل پاک خیلی تنگ شد
چقدر افکارِ آروم و ساکتی داشتیم الان چی ؟
هعی:)