اون ورژن منطقی و فهمیدِم یه جوری حقیقت و با بی رحمی میزنه تو صورتم از به دنیا اومدنم پشیمون میشم.
هدایت شده از در عمق سکوت .
بنظرم سالی که با غروب جمعه شروع میشود قراره دردناک تر از سالی باشد که غم هایش را با غروب جمعه پایان میدهد. [این یعنی بدبختی جدید]
به تعداد وقت هايي كه خبر از احوال تو نيست، فكرم به تو وصل ميشود و تنها نسخه اي كه ميتوان براي كلك اين روح مريضم پيچيد، اين است؛ كه غم از تو دور باد و دردت به سر من.
این روز ها
هر گوشه از قلبم برای پاره های تنم در جای جای این وطن که از من دورند بدجور درد میکند..