به تعداد وقت هايي كه خبر از احوال تو نيست، فكرم به تو وصل ميشود و تنها نسخه اي كه ميتوان براي كلك اين روح مريضم پيچيد، اين است؛ كه غم از تو دور باد و دردت به سر من.
این روز ها
هر گوشه از قلبم برای پاره های تنم در جای جای این وطن که از من دورند بدجور درد میکند..
قسمت ترسناک زندگی اينه كه هيچ وقت نميدونی اين روزايی که داره میگذره روزای خوبته يا بد (: