مرا در شخص دیگری جستجو خواهی کرد، ولی نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند، یا من بینقص بودم
بلکه چون هر قلبی فقط یکبار خانهی واقعیاش را پیدا میکند.
تو میگردی میان نگاهها، لبخندها، حتی بوسهها
دنبال چیزی میگردی که فقط در من بود،
آن درک بیقید و شرط، آن صبوریِ خسته، آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی، وسط یک گفتوگوی بیاهمیت با کسی دیگر، ناگهان سکوت میکنی و یادم میافتی.
نه با نفرت، نه با خشم.
با حسرتی عمیق که فقط کسانی میفهمندش،
که عشق واقعی را از دست دادهاند،
و دیگر هیچوقت شبیه آن را پیدا نکردهاند.
پرایوتِ دتری
پارسال سلامت روانمو از دست دادم امسال سلامت جسمانی مو از دست میدم.
همین شروع سال پنجاه درصدش و از دست دادم...
پرایوتِ دتری
همین شروع سال پنجاه درصدش و از دست دادم...
نود و نه درصد دردام همه از عصابه و عصبیه.
درد عصبی اینجوریه که نه با قرص خوردن نه با دکتر رفتن نه با عمل کردن با هیچی خوب نمیشه جز اعصاب و روان آروم که الان کمیاب ترینه.
اما از من میشنوید هیچ وقت سکوت نکنید
حرف بزنید نه با آدم ها مجبور نیستید با آدم ها حرف بزنید آدم های کمی پیدا میشن که غمتون براشون مهم و ناراحت کننده باشه ..
اکثراً یا خوشحال میشن یا براشون مهم نیست یا سواستفاده میکنند بگذریم اصل مطلب اینا نیست..
اصل مطلب اینه که سکوت کردن و قورت دادن حرفا همه شون کم کم انباشته و به درد های عصبی تبدیل میشن که خیلی عذاب دهنده تر از دردِ روحیه
شده با دیوار اتاق تون حرف بزنید گریه کنید اما سکوت نکنید..
سکوت آنقدر ها که فکرشو میکنید هم خوب نیست گاهی موجب درد های کشنده ای میشه که..
سکوت نکنید :)))