پرایوتِ دتری
من شاید خودمو فراموش کنم، ولی کسایی که برام آهنگ میفرستنو هرگز :)
عوا بزار ببینم..
کسی تا حالا برام آهنگ نفرستاده.
یادمه بچه بودم همیشه میوه هارو ریز میکردم میریختم تو یه جایی بعد داخلش اون جا آب و شکر میریختم میزاشتم فریزر بعد که یخ زد میاوردم به زور به خورد خانوادم میدادم که مثلا بستنی درست کردم و کسی تو خونه نمیخورد یا میگفت بدمزس دو سه ساعت عر میزدم همین جوری یهو یادم اومد دلم خواست تعریف کنم 🗿🎀.
حسادت؟ واژه بچگانهایه، من اتیش میزنم کسی رو که بخواد دست بذاره رو چیزی که مال منه :))
اگر قرار باشه هر محیطی که آزارم میده رو ترک کنم،
باید از این شهر، از این کشور، یا حتی از این جهان برم
از شما چه پنهون، زندگی درون این کالبد هم گاهی آزارم میده.
پرایوتِ دتری
این روزا 🛐🛐
فکر میکردم امسال بهترین سال عمرمه چون اولاش خیلی خوش گذشت اما الان فهمیدم حالم خوب بود چون از گوشی دور بودم دور از مجازی بودم دور از دروغ دور از کثافت دور از دوست دارم های الکی الان فقط میخوام یکی دو نفر و از مجاری در بیارمو بیارمشون پیش خودم و گوشی مو نیست و نابود کنم..
حیف اون یکی دونفر حیف، نبودن سیمکارتمو در می آوردم و گوشی مو میانداختم تو کشو هیچ وقت دیگه سمتش نمیرفتم هیچ وقت.
پرایوتِ دتری
فکر میکردم امسال بهترین سال عمرمه چون اولاش خیلی خوش گذشت اما الان فهمیدم حالم خوب بود چون از گوشی د
فقط منتظرم اون یکی دو نفر هم ناامیدم کنند و کلا از همه جا دیل بزنم برم ، برم یکم زندگی کنم برم یکم به خودم بیاد..
چقدر احمق بودم یکی از بزرگترین ارزوهام گوشی گرفتن بود وقتی گرفتم از ذوق خوابم نمیبرد هه.