با خودم فکر میکردم؛
اگر دستانمان یکدیگر را ببوسند، چه احساسی خواهم داشت.
بریده از کتابِ..
پرایوتِ دتری
با خودم فکر میکردم؛ اگر دستانمان یکدیگر را ببوسند، چه احساسی خواهم داشت. بریده از کتابِ..
یه هفته بود که وقت نمیکردم کتاب بخونم..
امروز دیگه گفتم هر جور شده یکم بخونم و حقیقتا روحم آروم شد انگار.. :))
پ.ن گفتم کتاب بخونم تو اون یکم از مجازی هم دور میشم..
اما آنقدر بعضی از صفحات، تیکه های قشنگ داشت دلم نیامد براتون نزارم 🌝🎀.
پرایوتِ دتری
با خودم فکر میکردم؛ اگر دستانمان یکدیگر را ببوسند، چه احساسی خواهم داشت. بریده از کتابِ..
چقدر از لحاظ روحی نیاز دارم برگردم به این روزا و همون جا بمونم و هیچ وقت برنگردم..🚶🏻♀️
پرایوتِ دتری
ولی نون تنوریِ داغ تو بارون یه جور دیگه میچسبه، مخصوصاً اگه دست پخت مادر بزرگ باشه..💘
وای خدایا تورو خدا :)))))))