دقیقا ده ماه از آشنایی مون میگذره
راستش وقتی باهاش آشنا شدم هیچ وقت فکر نمیکردم قراره بشه یک تیکه از وجودم.. :))
و بیشتر از اون اصلا فکرشو نمیکردم آنقدر زود همو ببینیم..
ولی شد، این دفع واقعا شد دیگه بجای اینکه پشت گوشی براش 🫂بفرستم با تمام وجودم تو واقعیت دور از خیال و تصور به آغوش کشیدمش :))))))
نمیدونم چطور توصیف کنم اما فقط میدونم بغلش یه حس و یه دنیای متفاوتی بوددد خیلی بهتر از خیالاتی بود که تو اوج دلتنگی خیره به سقف اتاق میساختیم....
دلم میخواست زمان وایسته عقربه ها حرکت نکنند بیشتر تو بغلش بمونم آنقدر که عطرش رو تنم بشینه تو همون مدت کم که کنارش بودم همش یه صدایی از اعماق قلبم میگفت بچه میخوای چیکار کنی بعد رفتنش ؟؟ خیلی دلت براش تنگ میشه چطور دلتنگی از پشت گوشی رفع کنی عجیبه ولی حتی الان که دارم این متن و مینویسم اشک از چشام سرازیر میشه بلافاصله بعد از اینکه ازش جدا شدم دلم براش تنگ شد بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم دلم میخواست کلی بغلشو عطرشو بوسهشو همراه خودم بیارم هر وقت دلم تنگ شد ازشون استفاده کنم..
خیلی وقتا بحث کردیم قلب همو شکستیم.. خیلی وقت ها هم حالمون بد بود با دیونه بازیامون حالمون خوب کردیم..
اما بنظرم رفاقت واقعی یعنی همین آنقدر بهم وفادار باشی تا از مجازی و خیال به واقعیت تبدیل بشه :)))))
بمونی برام قلبم 🫂🫀
از ما بماند یادگاری اولین دیدار از ۱۴۰۵/۲/۹
به امید ثبت دومین دیدار به همین زودیا :))
پرایوتِ دتری
ولی امام رضا دمت گرم تولد شما بود اما بجای ما شما به ما کادو دادی :))))))
و من به فدای رفیقم:)))
شهید عباس دانشگر♥️🥲
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی یه شبایی از ذوق خوابمون نمیبرد میگفتیم یعنی میشه اینبار میشه ؟ یه حسی میگفت میشه اما این اخرا ناامید شده بودم..
هنوز اون شبی که هر کار میکردم از ذوق خوابم نمیبرد و یادم نمیره :))))
کلی برنامه چیدیم که این کارو کنیم فلان جا و..
ولی نشد خیلی یهویی جوری که هنوز تو شوکیم شد ولی همین یهویی شدنش خیلی قشنگترش کرد نمیدونم از دستم در رفت چندبار دیدارمون تصور کردم..
اما هیچ جوره آنقدر خوب که اتفاق افتاد نمیتونستم تصور کنم
دلم میخواد از ذوق گریه کنم و داد بزنم خدایا مرسی♥️🫂 :))))))