ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم، مهربون بودیم؛ مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، باهوش بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم
واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا،حیف بودیم عزیز من.
هدایت شده از آنِمن.
کسی چه میفهمد که من این روز ها چگونه در حال جنگیدن با خاطراتی هستم که خودم ساختمشان .
-من
پرایوتِ دتری
کسی چه میفهمد که من این روز ها چگونه در حال جنگیدن با خاطراتی هستم که خودم ساختمشان . -من
شرح حالم ؟ این دوتا پیامی فور زدم.
به شدت حق++++
گفته بودی از پشیمانی بیزاری؛ از اینکه تصمیمی بگیری و بعدها پشیمان بشوی، و من به تو قول میدهم از اینکه مرا از دست دادی، بسیار پشیمان خواهی شد.
باگ زندگی اینجاست که بعضی چیزا به تلاشت ربطی نداره، بخواد نشه نمیشه و نمیشه و نمیشه.
یه کلمه در عربی هست؛ به اسم “القتار”
به معنای دردی که نه میگذاری بیرون بریزد.
نه میتوانی نگهش داری.
حسی که گلو را می سوزاند و
قلب را از داخل آهسته خرد می کند.