پرایوتِ دتری
دیگه وقتشه که بفهمم، بفهمم همه چی برا همه نیست خوشبختی برا همه نیست نجات برا همه نیست بعضیا باید زود
دقیقا وقتی که داشتم این و مینوشتم یه سری حقایقی که نمیدیدمشون آشکار شدن و همون یه ذره امید و کلا نابود کردن.
و فهمیدم که هموطن یعنی کسانی را نشناسی، اما از درد و اندوه و زخمهایشان طوری قلبت به درد بیاید که انگار زخم روی تنِ خودت است.
راستشو بخواین
یه جاهایی ام باید آدم بد داستان باشین و سعی نکنین عالم و آدم و راضی نگه دارین..
امان از دلِ رباب..
تو چه میدانی حسرت یک مادر گفتن از زبان جگر گوشهات یعنی چه؟💔.