تو باز خواهی گشت؛
در شبی از تاریخ؛
که این عشق دیگر نبضی نخواهد داشت..
نگفت دوستت دارم !
اما برایت نوشت ؛
تو ، بین ِمن و مرگ ،
سالها فاصله انداختی .
دیدن تو یک تصادف بود
دوست شدن با تو یک انتخاب بود
اما عاشقت شدن از کنترل من خارج بود...
یعنی بازم میشه
یکی من و بخواد؟
دلش و بشکونم
ازم بدش نیاد؟
از پیش من نره
هرچی بدم به گ.
عاشقم بمونه
نشه ازم جدا؟