eitaa logo
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
212 دنبال‌کننده
554 عکس
47 ویدیو
2 فایل
نويسندگی، روزمرگی، و کمی رویا... اینجا زندگی واقعی و خیال کنار هم روایت می‌شوند. 📝انتشار رمان درحال نگارش. @Namnamman 👈🏻امری چیزی بود در خدمتم ناشناسمون ؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v3i93ng&btn=A.R.R
مشاهده در ایتا
دانلود
خواستم بپیچونم و پارت ۵۴ رو ننویسم. ولی تهدید های یکی از ممبر ها کار ساز بود😔💔. مثل اینکه واقعا باید بنویسم😭😭😂.
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
#مروارید_سفید #پارت_پنجاه_و_سوم A.R.R ذ
A.R.R در آخر ریحانه کلافه از سر جایش بلند شده و به سمت پیش‌خوان رفت تا پول قهوه‌هایشان را حساب کند. سوار ماشینِ برادر ریحانه، که اکنون ریحانه از آن استفاده می‌کرد شدند و مرواريد، با بدجنسی تمام روی صندلی جلو جاگیر شد. پس از اینکه باد کولر رو روی خودش تنظیم کرد، بدون توجه به غرغر های ملودی و نیکو چشم‌هایش را بسته و باز هم مثل همیشه به دغدغه های این چند وقته‌اش اندیشید. با یادآوری مردی که در خانه‌ی شایان بود اخم هایش در هم رفت. چشم‌هایش را باز کرده و با دیدن میدان انقلاب فورا از ریحانه درخواست کرد که ماشین را نگه دارد. با بچه‌ها خداحافظی مختصری کرده و بدون جواب دادن به سوال هایشان، به آن سمت خیابان حرکت کرد. ریحانه هم ماشین را راه انداخته و از آنجا دور شدند. می‌دانست شب مورد بازجویی انها قرار می‌گرفت اما اکنون کار مهم تری داشت. منتظری تاکسی‌ای ماند و بلافاصله پس از سوار شدن، به سمت خانه‌ی شایان راه افتاد. هنوز مکانی مناسب برای نگه داری پدرش پیدا نکرده بود. هیراد هم از صبح تلفنش خاموش بود. وقتی که با ساختمان رسید، با نگاهی اجمالی به پنجره‌هایش به سمت زنگ ساختمان رفت. نگاهش را بین شماره‌ها چرخاند و با دیدن عدد ۲۳ دستش را روی دکمه فشار داد. ساختمان ۱۵ طبقه داشت که شایان اخوان در طبقه‌ی دوازدهم آن ساکن بود. ابتدا قکر کرد او صدایی نشنیده، با فشار دادن مجدد زنگ و اطمینان از اینکه آیفون کار نمی‌کند. متوجه شد برق آن منطقه رفته است. آه از نهادش بلند شد. نا امیدانه می‌خواست برگردد که در باز شده و یکی از ساکنین آن ساختمان از انجا خارج شد. جلوی بسته شدن در را گرفته و بدون هیچ حرفی به سمت راه پله رفت.
یکم افتادم رو دور😂... شاید الان پارت ۵۵ رو هم بنویسم🤣💔.
پسری؟ ☆★☆★☆ سوال جالی بود😂... نمیدونم والا🤣. اسم روژین پسرونست یا دخترونه؟😅
https://eitaa.com/Forgotten_seasons/2641 نمدونستی روژین پسره؟🙃💔 ☆★☆★☆ 😂💔
تایم؟😏 خودم به فدای مامانم خانوادم رفیقام دوست های مجازیم و ممبر هام🫂🤍✨...