فَصلهایفَراموششُده|A.R.R
#مروارید_سفید #پارت_بیست_و_هفتم A.R.R
#مروارید_سفید
#پارت_بیست_و_هشتم
A.R.R
_مامان من برم یه دوش بگیرم
_ الاغ مامان الان میخواد شامو بکشه، درضمن بعد از قرنی مروارید راضی شده شبو اینجا بمونه شامو با ما بخوره. بیا یه چیزی بخور بعد برو.
به مکالمات بین دو برادر گوش سپرد، گویی حرفهای هیراد، فرهاد را متقاعد کرده بود که حمام رفتن را به زمانی دیگر موکول کند.
نمیدانست که حضورش برای فرهاد هم آنقدر مهم است که دوش گرفتن را بیخیال شود.
به صورت شش تیغ شدهی هیراد خیره شد، اگر ته ریشهایش را نمیزد و میگذاشت کمی بلند شوند دقیقا شبیه به پدرش میشد و میدانست که بهخاطر همین موضوع همیشه صورتش را اصلاح میکرد و هیچ وقت ریش نمیگذاشت.
کار درستی نبود که آن مرد را با هیراد مقایسه کند یا حتی شباهتهایشان را بررسیکند، هرچه که میشد، هر اتفاقی که میافتاد هیراد هیچ وقت مثل پدرشان نمیشد.
تفکر بیش از حد به کسی که خون مشترک با او داشت کنجکاویاش را تحریک میکرد.
_میگم خالهجون، از...
نمیدانست چه خطابش کند... پدر؟ قطعا نه.
_از همسرتون سابقتون خبری ندارید؟
قاشق از دستهای فرهاد افتاد و ابروهای قهوهای هیراد درهم تنید، میتوانست ترس را در حرکات هیراد بخواند. سمیهخانم سرجایش خشک شد، نمیدانست چه بگوید.
چرا دختر اینقدر ناگهانی یاد همسر سابقش را کرده بود؟
از اجاق گاز فاصله گرفته و رویش را به مروارید کرد_چرا اینقدر یهویی؟
برای دختر سخت بود اما برای اینکه جو را سنگینتر از این نکند لبخندی به لب نشاند_خب... همینجوری خواستم بدونم خبری نیست؟ مثلا نمیخواد برگرده ایران؟
هیراد وارد عمل شد_ خیلی وقته زنگ نزده، فکر نمیکنم حالا حالاها برگرده.
_اوهوم.
نگاه دختر به سمت پسر کوچک خانواده چرخید، فراموش کرده بود که هروقت پای چنین بحث هایی وسط کشیده میشود چقدر حالش خراب میشد. دستش را دراز کرده و دست مشتشدهی فرهاد را در دست گرفت و روبه هیراد گفت_ ذهنتونو درگیر نکنید، همینجوری پرسیدم.
هرچند که، نگاه دزدین های هیراد، او را متوجه ساخته بود که از پدرشان خبر دارد.
تولدت مبارک عزیزِ دلم 😍❤️🌱
امروز یه روز معمولی نیست؛ روزیه که دنیا با اومدن تو قشنگتر شد. آرزو میکنم امسال، سالِ برآورده شدن قشنگترین آرزوهات باشه؛ پر از آرامش، لبخندهای واقعی، موفقیتهای بزرگ .....
ازت ممنونم که همیشه با مهربونی، حضورت و دلِ قشنگت کنارم بودی. بودنت یکی از بهترین اتفاقهای زندگی منه
آرزو میکنم هیچوقت غم مهمون دلت نشه، هر قدمی که برمیداری به خوشبختی نزدیکترت کنه و هر روزت از دیروز قشنگتر باشه. بخندی، بدرخشی، عاشق زندگی باشی و همیشه بهترینها سهمت بشه.
تولدت هزاران بار مبارک عزیزم ❤️💓🫂
دوستت دارم و امیدوارم امسال، قشنگترین فصل زندگیت شروع بشه. ❤️💓✨️
فَصلهایفَراموششُده|A.R.R
تولدت مبارک عزیزِ دلم 😍❤️🌱 امروز یه روز معمولی نیست؛ روزیه که دنیا با اومدن تو قشنگتر شد. آرزو می
قربونت برم... 🥺❤️
واقعاً نمیدونم چطور ازت بابت این همه محبت تشکر کنم.🫂✨
امیدوارم همهی آرزوهای قشنگی که برام کردی، چند برابرش برای خودت اتفاق بیفته و همیشه سلامت، خوشحال و موفق باشی. دوستت دارم و از ته دل خوشحالم که تو رو دارم. 🫂💖