14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم_کوتاه
«جیـب کـت»
نویسنده: حسین(حقیقی و دارابی)
کارگردان: حسین دارابی
#سناریو_نویسی | عضو شوید 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1815806847Cabdf73dfbb
حسین دارابـی رو همــهتـون با فیلم
کوتاه علمک میشناسید ایشون هم
مثل بقیه با فیلم کوتاه شروع کرد و
بعدا سینمایی «مصلحت» و امسـال
هــم «خدای جنــگ» رو ساخــت. کـه
بهترین فیلم نگاه ملی جشنواره فجر
شد 🎞️
سال ۹۳ اولیـن فیــلمنامـهام رو
نوشتم و تماس گرفتـم با حامد
گفتـم یه وقـت بگیـر بریـم یکـی
دو جا پرزنتشکنیم. سوار قطار
شدم از دزفول اومدم تهران🚉
اون موقـع (مثـل الآن خیـلی از
شماها) فکر میکـردم داستانـم
جهان رو تغییـر میده ولی یکـم
که حرفــه ای تر شـدم آتیشش
زدم و خاکسترش رو دفن کردم
والآن که تو خلوت خودم بهش
فکر میکنم خجالت میکشم 😰🤭
خـلاصـه بـا حامـد رفتیـم زیـر پـل
حافظ،سازمان اوج. مسئول دفتر
فیــلمنامه اوج اون موقع یه پسر
جغله بود که راهـکارش برای من
این بود که برای تقویـت داستان
گویی سعدی بخون. در این حـد
شُمپِت و کتـه کله 😶
البته من هـم بوسـتان و گلستان
رو خوندم، مثنوی معنوی رو هم
خوندم، حافــظ و خواجـو رو هم
ولی تا مــــدتها چیـزی ننوشتم😔😡
نه به ایـن خاطـر که زود رنجم
یا نا امیـد شـده بودم. نه بـابـا
من یه سنـگ پای قزویـن دارم
تو اتاقم هر روز صبح به صبح
بهش میگم زکی😊
اصولا از کاری دست نمیکشم
مگـه اینـکه اون کار خودش از
من دست بکشه
نوجوون که بودم رفتم استخر
وسـط استخـر عینکـم برگشـت
پر شـد آب جایی رو نمیدیدم
حـس کـردم دارم غـرق میشـم
داد زدم مربیرو صدا کردم اما
همزمان به شـنا ادامه دادم تا
خودم به لبـهی استخر رسیدم🏊🏻♂️
دروغ گفتم، یه چیزایی مینوشتم
ولـی از سعـدی به جایـی نرسیـدم
چرا❓
چـون آمــوزش درسـت و حسـابـی
وجـود نداشـت. اسـتادی نبود🕳️