آدما مثل ی اهنگ قدیمی میمونن که هرچقدر گوششون بدی بیشتر گذشته مرور میشه ، گذشته ای که هیچوقت فکر نمیکردی به اینجا برسه .
جای تمام وقتایی که گفتم “نه بابا، عیب نداره ناراحت نشدم درک میکنم.”، این بار میخوام بگم درد داشت لعنتی، عیب داره، دیگه نمیتونم درک کنم.
𝘍𝘶𝘻𝘻𝘺 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘪𝘯𝘨 | احساس مبهم
فرودگاه؟کشتی؟
کنایه از اینکه هیچموقع به هدفت (خواستت) نمیرسی
𝘍𝘶𝘻𝘻𝘺 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘪𝘯𝘨 | احساس مبهم
کنایه از اینکه هیچموقع به هدفت (خواستت) نمیرسی
عاحا من فک کردم منظورت آشتی آشتی فردا بریم تو کشتی😂😂
خب. باز شب شد دیگه نه؟
بازم ی دلتنگی دیگه... واسه کی؟ نمیدونم
لابد واسه خودم دیگه...!
واسه اون دختر.پسر شیطون و رومخ درونم!
واسه اوت چرت و پرت گوییام که کسی نمیفهمتشون جز خودم!
واسه اون شب که با خانواده بدون دعوا دور هم جمع شده بودیم!
واسه اون روز که بدون هیچ چیز خندهداری همش درحال خندیدن بودم.
واسه اونروز که تا می تونستم غذا و خوراکی میخوردم و هیچیم برام مهم نبود.
الانم نیست.
ولی خب شبه دیگه. دلتنگی هیچی حالیش نمیشه.
دلم واسه اون ماهی قرمزا که تو تُنگ میموندن و آخرشم میمردن تنگ میشه.
واسه اون جوجهرنگیای بی آزار.
واسه دیدن رفیقام که با همین اخلاق گوهمم تحملم میکنن.
واسه...
خب بسه دیگه!
اون لذتی که ساعت یک نصف شب داری تو یه
اتوبان خنک میری سمت فرودگاه که پرواز کنی و برای
همیشه بری،تنها چیزیه که بهش نیاز دارم...
تو خیلی برام قشنگی
یعنی خیلی برام زیبایی
اصلا تعریف من از زیبایی یعنی وجود تو
داشتنت مثل جاری بودن مورفین تو رگای مریض بدحاله
نمیگم حالم بده ها ، اتفاقا خیلی حالم خوبه
ولی وقتی هستی خوب ترم ، وقتی هستی حالم بهتره ، وقتی هستی آروم ترم
بودنت یعنی دلگرمی
دلگرمی زیبایی که به همه پوچی های دنیا می ارزه.