مگر میشود کسی نگاهش به نگاهِ حسین
گره بخورد و کشتـهی عشقـش نشود ؟
وهـب او را از دور دید
کاروانِ حسین که از او گذشت از دور دیده شد
کسی دست به سر به سمتِ کاروان میدَوَد
وقتی رسید حسیـن'ع به او فرمود :
کیستـی ؟
وهب گفت : تو کیستی که با یک نگاهت
من را بیچاره کردی ؟ آواره کردی ؟
سرگشته کردی :)
من را حیرانِ خودت کردی حسین ..
[ سرگشتهی غائـب ]