چشم در چشمِ واقعیتـي كِ او را میکشت
ایستـاد و فهمیـدش ؛ قـد کشید . .
حماسِـہ [باحالِمناسب]
[ هـمیشہیِ قلبـم🥲🫀 ∞ ]
نه كِ از محـبت شما بـيخبـر باشـم
نه ، آدم از یك جایی به بعد خودش
خجالت میکشہ .
حماسِـہ [باحالِمناسب]
مـکن ایصـبح طلوع . .
یہدنیا خاطـره و بغضـي ك ما رو نمیکشہ . .
لحظاتـي هـست کہ زندگـی آدمهایی
را ازهم جدا میکند ، فقط برای اینکه
هردو بفهمند چقدر برای هم مهماند .