eitaa logo
قواعد و لغات جدید زبان چینی
93 دنبال‌کننده
0 عکس
5 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
陛下 bìxià اعلیحضرت 陛下,不用担心! Bìxià, bùyòng dānxīn! اعلیحضرت، نگران نباشید! نمونه ی مشابه برگشت به درس🔙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
狮子和老鼠 شیر و موش 一天,一只老鼠在丛林里迷路了。“哎呀,我在哪儿?我迷路了!” 她喊道。小老鼠找不到回家的路了。 یک روز یک موش در جنگل گم شد، او گریه کرد: "اوه، من کجا هستم؟ من گم شدم!" موش کوچولو نتوانست راه بازگشت به خانه را پیدا کند. “我该怎么办?” 她又累又饿。 "چیکار کنم؟" او احساس خستگی و گرسنگی کرد. 就在那时,老鼠看到草丛里有堆黄色的东西。“太好了!” 她跑向那堆黄色的东西,咬了下去。 در همان لحظه، موش چیزی زرد رنگ را در علف دید: «اوه عالی!» او با عجله به سمت مواد زرد رفت و گاز گرفت. 老鼠没有意识到那是一头大狮子的尾巴。“谁敢咬我的尾巴!” 狮子咆哮道。 موش نفهمید که دم شیر بزرگی است، شیر غرید: «کی جرأت کرد دم مرا گاز بگیرد!» 老鼠大吃了一惊。她吓得浑身发抖。“哎呀!陛下,真对不起。请,请饶恕我吧!”  موش کاملاً متعجب شد و از ترس می لرزید: "اوه نه! اوه، پادشاه من، متاسفم. “你不过是一只小老鼠。” 狮子说,“你居然敢咬我的尾巴!” 狮子张开他的嘴巴,想把老鼠吃掉。 شیر گفت: «تو فقط یک موش کوچولو هستی.» «چطور جرات کردی دم مرا گاز بگیری!» شیر دهانش را باز کرد و خواست موش را بخورد. “等一下,请等一下!我太小了,不值得吃。” 老鼠喊道,“请放我走吧。我保证总有一天会报答您的!”  موش فریاد زد: "صبر کن، لطفا صبر کن! من برای شکم بزرگ تو خیلی کوچکم." “什么?” 狮子大笑,“你这么小的一只老鼠,怎么可能报答我?哈哈!我是丛林之王。我不需要任何人的帮助。 شیر خندید: "چی؟" موش کوچولو چطور می تونی به من کمک کنی؟ ها-ها! من پادشاه این جنگل هستم. من به کمک کسی نیاز ندارم. “但是既然你逗我笑了,我就放你走吧。多么可笑的老鼠啊!”  "اما چون تو مرا خنداندی، من تو را رها می کنم. چه موش بامزه ای!" “啊,谢谢您!但是总有一天我会报答您的!” 老鼠在狮子改主意之前,飞快地逃走了。 "اوه، متشکرم! اما شما خواهید دید. روزی من به شما کمک خواهم کرد!" سپس موش به سرعت فرار کرد قبل از اینکه شیر نظرش را تغییر دهد. 几天后,老鼠听到一阵可怕的咆哮。“哎呀,那是什么声音?可能是狮子遇到麻烦了!”  好奇的老鼠飞快地跑了过去。 چند روز بعد موش صدای غرش هولناکی شنید: "اوه من، این چه صدایی است؟ شاید شیر به دردسر افتاده است!" بنابراین موش کنجکاو به سرعت به سمت صدا دوید. 老鼠发现狮子被困在了坚硬的网里。狮子看起来很悲伤。他需要帮助。 موش شیر را در یک تور محکم گرفتار یافت شیر غمگین به نظر می رسید او به کمک نیاز داشت. “嗯!到了我报答他的时候了。” 老鼠飞快地跑向狮子,“陛下,不用担心!我来帮助您!”  "آها! این فرصتی است که من به او کمک کنم." موش به سمت شیر ​​دوید. "اعلیحضرت، نگران نباشید! من اینجا هستم تا به شما کمک کنم!" “哦,又是你。但是你怎么能帮助我呢?” 狮子问,“你太小了,帮不了我!”  شیر پرسید: "اوه، دوباره تو هستی. اما چگونه می توانی به من کمک کنی؟" “您会知道的!我会咬穿网,这样您就可以逃跑了。”  老鼠咬啊咬。终于,狮子从老鼠咬的洞里爬了出来。 "فقط تماشا کن! من از وسط تور گاز می زنم. سپس شما می توانید فرار کنید." موش جوید و جوید، بالاخره شیر توانست از سوراخ تور بخزد. “谢谢你,老鼠。” 狮子说,“你信守了你的诺言,救了我的性命!我以后再也不会根据个头儿大小来判断别人了!”  شیر گفت: "اوه، متشکرم، موش. تو به قولت عمل کردی و جان من را نجات دادی! من دیگر هرگز کسی را از روی اندازه اش قضاوت نمی کنم!" آموزش زبان چینی با کارتون 👇 ╭┅─᪥࿇──────࿇᪥─┅╮ @ninhao 🙋‍♂您好 ╰┅─᪥࿇──────࿇᪥─┅╯
睡梦 shuìmèng خواب 一天下午,狐狸从睡梦中被吵醒。 Yītiān xiàwǔ, húlí cóng shuìmèng zhōng bèi chǎo xǐng. یک روز بعد از ظهر روباه از خواب بیدار شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
吵醒 chǎoxǐng بیدار شدن با سر صدا 狐狸被吵醒。 Húlí bèi chǎo xǐng. روباه با سروصدا بیدار شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
乌鸦 wūyā کلاغ 乌鸦的嘴里叼着一片奶酪。 Wūyā de zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. کلاغ تکه ای پنیر در منقار خود نگه می دارد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
叼 diāo داشتن ..... در دهان 乌鸦的嘴里着一片奶酪。 Wūyā de zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. کلاغ تکه ای پنیر در منقار خود نگه داشته است. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
片 piàn یک قاش از، یک برش از، یک قسمت از 她嘴里叼着一奶酪。 tā zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
奶酪 nǎilào پنیر 乌鸦叼着奶酪。 Wūyā diāozhe nǎilào. کلاغ پنیر را در دهانش نگه می دارد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
盯 dīng خیره نگاه کردن 狐狸着奶酪。 Húlí dīngzhe nǎilào. روباه به پنیر خیره شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
自言自语 zìyánzìyǔ با خود صحبت کردن 他自言自语,“它一定很美味。我得吃到那块儿奶酪!” Tā zì yán zì yǔ. “Tā yīdìng hěn měiwèi. Wǒ děi chī dào nà kuài er nǎilào!” او باخودش گفت، "حتما خوشمزه است. من باید آن تکه پنیر را بخورم!" نمونه مشابه برگشت به درس🔙
假装 jiǎzhuāng وانمود کردن 狐狸假装在睡觉。 Húlí jiǎzhuāng zài shuìjiào. روباه وانمود کرد که خواب است. نمونه مشابه برگشت به درس🔙