eitaa logo
قواعد و لغات جدید زبان چینی
93 دنبال‌کننده
0 عکس
5 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
睡梦 shuìmèng خواب 一天下午,狐狸从睡梦中被吵醒。 Yītiān xiàwǔ, húlí cóng shuìmèng zhōng bèi chǎo xǐng. یک روز بعد از ظهر روباه از خواب بیدار شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
吵醒 chǎoxǐng بیدار شدن با سر صدا 狐狸被吵醒。 Húlí bèi chǎo xǐng. روباه با سروصدا بیدار شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
乌鸦 wūyā کلاغ 乌鸦的嘴里叼着一片奶酪。 Wūyā de zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. کلاغ تکه ای پنیر در منقار خود نگه می دارد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
叼 diāo داشتن ..... در دهان 乌鸦的嘴里着一片奶酪。 Wūyā de zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. کلاغ تکه ای پنیر در منقار خود نگه داشته است. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
片 piàn یک قاش از، یک برش از، یک قسمت از 她嘴里叼着一奶酪。 tā zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
奶酪 nǎilào پنیر 乌鸦叼着奶酪。 Wūyā diāozhe nǎilào. کلاغ پنیر را در دهانش نگه می دارد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
盯 dīng خیره نگاه کردن 狐狸着奶酪。 Húlí dīngzhe nǎilào. روباه به پنیر خیره شد. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
自言自语 zìyánzìyǔ با خود صحبت کردن 他自言自语,“它一定很美味。我得吃到那块儿奶酪!” Tā zì yán zì yǔ. “Tā yīdìng hěn měiwèi. Wǒ děi chī dào nà kuài er nǎilào!” او باخودش گفت، "حتما خوشمزه است. من باید آن تکه پنیر را بخورم!" نمونه مشابه برگشت به درس🔙
假装 jiǎzhuāng وانمود کردن 狐狸假装在睡觉。 Húlí jiǎzhuāng zài shuìjiào. روباه وانمود کرد که خواب است. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
伸懒腰 shēn lǎnyāo کشش خود (در بیداری یا در هنگام خستگی و غیره) 他伸了伸懒腰。 Tā shēnle shēnlǎnyāo. او خودش را کش داد.. 🍒 نمونه مشابه: 1- 我观察这些动物。它们在伸懒腰,打呵欠。 Wǒ guānchá zhèxiē dòngwù. Tāmen zài shēnlǎnyāo, dǎ hēqiàn. من این حیوانات را مشاهده می کنم. بدن خود را می کشیدند و خمیازه می کشیدند. 2- 小猫想睡觉。她爬上了干草垛。小猫伸了伸懒腰。她蜷起了身子 。 Xiǎo māo xiǎng shuìjiào. Tā pá shàngle gāncǎo duǒ. Xiǎo māo shēnle shēnlǎnyāo. Tā quán qǐle shēnzi . گربه ,کوچولو می خواهد بخوابد. او از کوپه ی کاه بالا رفت. بچه گربه بدن خود را کشید. او چمباتمه زد. برگشت به درس🔙
打呵欠 dǎ hēqian خمیازه کشیدن 他大声打了个呵欠。 Tā dàshēng dǎle gè hēqiàn. خمیازه بلندی کشید. نمونه مشابه برگشت به درس🔙
尴尬 gāngà شرمنده 乌鸦感到很尴尬。 Wūyā gǎndào hěn gāngà. کلاغ خیلی احساس شرمندگی کرد. 🍒 نمونه مشابه:     “当你前两次说‘狼来了’的时候,狼真的来了吗?”老人问。“没有。”小男孩儿尴尬地说。 “Dāng nǐ qián liǎng cì shuō ‘láng láile’ de shíhòu, láng zhēn de láile ma?” Lǎorén wèn.“Méiyǒu.” Xiǎonán hái'ér gāngà de shuō. پیرمرد پرسید: "وقتی دو بار اول گفتی "گرگ آمده است "، آیا واقعا گرگ آمده بود؟ پسر کوچولو با ناراحتی گفت: نه. برگشت به درس🔙