叼 diāo داشتن ..... در دهان
乌鸦的嘴里叼着一片奶酪。
Wūyā de zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào.
کلاغ تکه ای پنیر در منقار خود نگه داشته است.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
片 piàn
یک قاش از، یک برش از، یک قسمت از
她嘴里叼着一片奶酪。
tā zuǐ lǐ diāozhe yīpiàn nǎilào.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
奶酪 nǎilào پنیر
乌鸦叼着奶酪。
Wūyā diāozhe nǎilào.
کلاغ پنیر را در دهانش نگه می دارد.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
盯 dīng خیره نگاه کردن
狐狸盯着奶酪。
Húlí dīngzhe nǎilào.
روباه به پنیر خیره شد.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
自言自语 zìyánzìyǔ
با خود صحبت کردن
他自言自语,“它一定很美味。我得吃到那块儿奶酪!”
Tā zì yán zì yǔ. “Tā yīdìng hěn měiwèi. Wǒ děi chī dào nà kuài er nǎilào!”
او باخودش گفت، "حتما خوشمزه است. من باید آن تکه پنیر را بخورم!"
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
假装 jiǎzhuāng وانمود کردن
狐狸假装在睡觉。
Húlí jiǎzhuāng zài shuìjiào.
روباه وانمود کرد که خواب است.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
伸懒腰 shēn lǎnyāo
کشش خود (در بیداری یا در هنگام خستگی و غیره)
他伸了伸懒腰。
Tā shēnle shēnlǎnyāo.
او خودش را کش داد..
🍒 نمونه مشابه:
1- 我观察这些动物。它们在伸懒腰,打呵欠。
Wǒ guānchá zhèxiē dòngwù. Tāmen zài shēnlǎnyāo, dǎ hēqiàn.
من این حیوانات را مشاهده می کنم. بدن خود را می کشیدند و خمیازه می کشیدند.
2- 小猫想睡觉。她爬上了干草垛。小猫伸了伸懒腰。她蜷起了身子 。
Xiǎo māo xiǎng shuìjiào. Tā pá shàngle gāncǎo duǒ. Xiǎo māo shēnle shēnlǎnyāo. Tā quán qǐle shēnzi .
گربه ,کوچولو می خواهد بخوابد. او از کوپه ی کاه بالا رفت. بچه گربه بدن خود را کشید. او چمباتمه زد.
برگشت به درس🔙
打呵欠 dǎ hēqian خمیازه کشیدن
他大声打了个呵欠。
Tā dàshēng dǎle gè hēqiàn.
خمیازه بلندی کشید.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
尴尬 gāngà شرمنده
乌鸦感到很尴尬。
Wūyā gǎndào hěn gāngà.
کلاغ خیلی احساس شرمندگی کرد.
🍒 نمونه مشابه:
“当你前两次说‘狼来了’的时候,狼真的来了吗?”老人问。“没有。”小男孩儿尴尬地说。
“Dāng nǐ qián liǎng cì shuō ‘láng láile’ de shíhòu, láng zhēn de láile ma?” Lǎorén wèn.“Méiyǒu.” Xiǎonán hái'ér gāngà de shuō.
پیرمرد پرسید: "وقتی دو بار اول گفتی "گرگ آمده است "، آیا واقعا گرگ آمده بود؟ پسر کوچولو با ناراحتی گفت: نه.
برگشت به درس🔙
羽毛 yǔmáo پر
羽毛在阳光下闪闪发亮!
Yǔmáo zài yángguāng xià shǎnshǎn fā liàng!
پرها در آفتاب می درخشند!
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
发亮 fāliàng تابیدن، درخشیدن
羽毛在阳光下闪闪发亮!
Yǔmáo zài yángguāng xià shǎnshǎn fā liàng!
پرها در آفتاب می درخشند!
🍒 نمونه های مشابه:
1- 那是一个闪闪 发光的东西。
Nà shì yīgè shǎnshǎn fāguāng de dōngxī.
این یک چیز براق است.
2- 莫贝尔说,“真亮。”
Mò bèi'ěr shuō,“zhēn liàng.
موبل گفت: «خیلی روشن است.»
برگشت به درس🔙
伸展 shēnzhǎn منتشر کردن یا شدن ،باز کردن
乌鸦把翅膀伸展开了一点。
Wūyā bǎ chìbǎng shēnzhǎn kāile yīdiǎn.
کلاغ کمی بال هایش را باز کرد.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙