嗓音 sǎngyīn صوت، آوا
鸟儿一定有美丽的嗓音。
Niǎo er yīdìng yǒu měilì de sǎngyīn.
پرندگان باید صدای زیبایی داشته باشند.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
狡猾 jiǎohuá ناقلا، آدم آب زیرکاه
狐狸狡猾地看着乌鸦。
Húlí jiǎohuá de kànzhe wūyā.
روباه با حیله گری به کلاغ نگاه کرد.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
皇后 huánghòu ملکه
我会称呼你为鸟中皇后!
Wǒ huì chēnghu nǐ wèi niǎo zhōng huánghòu.
من تو را ملکه پرندگان می نامم!
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
纵身 zòngshēn پریدن ، جهیدن
狐狸飞快地纵身一跃。
Húlí fēikuài dì zòngshēn yī yuè.
روباه سریع از جا پرید.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
跃 yuè (از روی چیزی) پریدن
狐狸飞快地纵身一跃。
Húlí fēikuài dì zòngshēn yī yuè.
روباه سریع از جا پرید.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
阿谀奉承 ēyú fèngcheng
چاپلوسی و تملق کردن از
不要相信任何阿谀奉承你的人!
Bùyào xiāngxìn rènhé ēyú fèngchéng nǐ de rén!
به کسی که از شما چاپلوسی می کند اعتماد نکنید!
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
明亮 míngliàng
روشن، درخشان، تابان، براق
你的眼睛像月亮一样明亮。
nǐ de yǎnjīng xiàng yuèliàng yīyàng míngliàng.
چشمانت مثل ماه درخشان است.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
月亮 yuèliang ماه
你的眼睛像月亮一样明亮。
nǐ de yǎnjīng xiàng yuèliàng yīyàng míngliàng.
چشمانت مثل ماه درخشان است.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
接着 jiēzhe ادامه دادن
狐狸接着说..
Húlí jiēzhe shuō..
روباه در ادامه گفت ...
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
停止 tíngzhǐ متوقف کردن
乌鸦停止了歌唱。
Wūyā tíngzhǐle gēchàng.
کلاغ آواز خواندن را متوقف کرد.
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙
狐狸和乌鸦
روباه و کلاغ
狐狸非常聪明。他可以得到想得到的一切,吃到想吃的一切。
روباه حیوان بسیار باهوشی است، می تواند هر چیزی را که تصور می کند به دست آورد، می تواند هر چه می خواهد بخورد.
但是,保持聪明是很辛苦的一件事。狐狸需要休息。每天下午,他都要睡一会儿。
همیشه باهوش بودن برای روباه کار سختی بود.بنابراین او واقعاً به استراحتش نیاز داشت.روباه هر روز بعدازظهر چرت می زد.
一天下午,狐狸从睡梦中被吵醒。是一只乌鸦,她嘴里叼着一片奶酪。
یک روز بعدازظهر روباه از خواب بیدار شد، یک کلاغ بود، او یک تکه پنیر بزرگ در منقار خود حمل می کرد.
狐狸盯着奶酪。
“看那片奶酪。” 他自言自语,“它一定很美味。我得吃到那块儿奶酪!”
روباه به پنیر خیره شد. با خودش گفت: "به آن پنیر نگاه کن، مطمئنم طعمش خوشمزه است، من باید مقداری از آن پنیر را داشته باشم!"
狐狸想了又想。终于,他想到了一个主意。狐狸假装在睡觉。
روباه فکر کرد و فکر کرد بالاخره فکری کرد، روباه وانمود کرد که خواب است.
他伸了伸懒腰。“啊。” 他大声打了个呵欠。
狐狸抬头向乌鸦看去,然后把手放在心脏上。
روباه بدنش را دراز کرد و با صدای بلند خمیازه کشید: آه. روباه به کلاغ نگاه کرد سپس دستش را روی قلبش گذاشت.
“噢,你好,我还在做梦吗?” 狐狸大声问,“你是我见过的最美丽的乌鸦!”
روباه با صدای بلند پرسید: "اوه، سلام. آیا من هنوز خواب می بینم؟" تو زیباترین کلاغی هستی که تا به حال دیده ام!
乌鸦感到很尴尬。她不知道该说什么。狐狸接着说,“看看你的羽毛,它们在阳光下闪闪发亮!”
کلاغ خجالت کشید نمی دانست چه بگوید روباه ادامه داد: به پرهایت نگاه کن مثل خورشید می درخشند!
乌鸦把翅膀伸展开了一点。
“你的眼睛像月亮一样明亮。” 狐狸欣赏道。乌鸦把自己的眼睛睁得大大的。
“这么美丽的鸟儿一定有美丽的嗓音。”
کلاغ بال هایش را کمی بیشتر باز کرد. روباه تحسین کرد: «چشمانت مثل ماه روشن است.» کلاغ چشمانش را کاملا باز کرد. "چنین پرنده زیبا باید صدای زیبایی داشته باشد."
狐狸狡猾地看着乌鸦。“我多么希望能听到你的嗓音啊!那样我会称呼你为鸟中皇后!”
روباه با حیله گری به کلاغ نگاه کرد: "چقدر دوست دارم آهنگی از تو بشنوم! سپس تو را ملکه پرندگان صدا می کنم!"
乌鸦高高地抬起头。她张开嘴,开始喊了起来。
“嘎!嘎!嘎!” 她喊道。
就在那时,奶酪掉了出来。
کلاغ سرش را بالا گرفت، دهانش را باز کرد و و شروع کرد به فریاد زدن : "قار! قار! قار!" همزمان با آن تکه پنیر را انداخت.
狐狸飞快地纵身一跃,用嘴叼住了那片奶酪。乌鸦停止了歌唱。
“啊,我的奶酪!” 她大喊。
但是,已经太迟了。
روباه سریع از جا پرید و پنیر را در دهانش گرفت کلاغ از آواز خواندن دست کشید. او فریاد زد: "اوه، پنیر من!" اما بسیار دیر بود.
狐狸得到了自己想得到的。
“你的嗓音很好。” 狐狸说,“但是,我想给你点儿建议。不要相信任何阿谀奉承你的人!”
روباه به چیزی که می خواست رسید روباه در نهایت گفت: صدایت خوب است، اما بگذار نصیحتت کنم، به کسانی که چاپلوسی می کنند اعتماد نکن!
نمونه مشابه
برگشت به درس🔙