幸运 xìngyùn خوش شانس ، خوش بخت
汤姆很幸运,因为他在自己的农场里找到了金子。
Tāngmǔ hěn xìngyùn, yīnwèi tā zài zìjǐ de nóngchǎng lǐ zhǎodàole jīnzi.
تام خوش شانس بود زیرا در مزرعه خود طلا پیدا کرد.
برگشت به درس🔙
富有 fùyǒu ثروتمند
他变得很富有。
Tā biàn dé hěn fùyǒu.
او بسیار ثروتمند شد.
同意 tóngyì موافقت کردن
“是啊。” 约翰同意说。
“Shì a.” Yuēhàn tóngyì shuō.
"آره" جان موافقت کرد.
豪宅 háozhái کاخ، عمارت بزرگ
汤姆一家住在大豪宅里。
Tāngmǔ yī jiāzhù zài dà háozhái lǐ.
خانواده تام در یک عمارت بزرگ زندگی می کنند.
木屋 mùwū
کلبه، ، کابین ، سالن مسافری هواپیما، اطاقک
约翰一家住在小木屋里。
Yuēhàn yī jiāzhù zài xiǎo mùwū li.
خانواده جان در یک کلبه چوبی زندگی می کردند.
贫穷 pínqióng فقیر، مسکین
约翰很贫穷。
Yuēhàn hěn pínqióng.
جان خیلی فقیر بود.
死 sǐ مرده، بی جان
熊不吃死人。
Xióng bù chī sǐrén.
خرس مرده ها را نمی خورد.
呼吸 hūxī نفس کشیدن
他屏住了呼吸。
Tā píng zhùle hūxī.
نفسش را حبس کرد.
屏住 (píng zhù) → یعنی «نگه داشتن» یا «حبس کردن».
呼吸 (hūxī) → یعنی «نفس» یا «تنفس».
了 (le) → نشانهی انجام یا کامل شدن عمل در گذشته.
پس ترکیب 屏住了呼吸 دقیقاً یعنی:
«نفسش را حبس کرد» یا «نفسش را در سینه نگه داشت.»
در اینجا 住 مفهوم «ثابت نگهداشتن» دارد — یعنی کاری را متوقف کردن یا نگه داشتن در همان وضعیت، نه اینکه ادامهاش دهد.
走开 zǒukāi کسی یا جایی را ترک کردن
终于,熊走开了。
Zhōngyú, xióng zǒu kāile.
بالاخره خرس رفت.
惊讶 jīngyà غافلگیر، متعجب
约翰很惊讶。
Yuēhàn hěn jīngyà.
جان خیلی متعجب شد.