木屋 mùwū
کلبه، ، کابین ، سالن مسافری هواپیما، اطاقک
约翰一家住在小木屋里。
Yuēhàn yī jiāzhù zài xiǎo mùwū li.
خانواده جان در یک کلبه چوبی زندگی می کردند.
贫穷 pínqióng فقیر، مسکین
约翰很贫穷。
Yuēhàn hěn pínqióng.
جان خیلی فقیر بود.
死 sǐ مرده، بی جان
熊不吃死人。
Xióng bù chī sǐrén.
خرس مرده ها را نمی خورد.
呼吸 hūxī نفس کشیدن
他屏住了呼吸。
Tā píng zhùle hūxī.
نفسش را حبس کرد.
屏住 (píng zhù) → یعنی «نگه داشتن» یا «حبس کردن».
呼吸 (hūxī) → یعنی «نفس» یا «تنفس».
了 (le) → نشانهی انجام یا کامل شدن عمل در گذشته.
پس ترکیب 屏住了呼吸 دقیقاً یعنی:
«نفسش را حبس کرد» یا «نفسش را در سینه نگه داشت.»
در اینجا 住 مفهوم «ثابت نگهداشتن» دارد — یعنی کاری را متوقف کردن یا نگه داشتن در همان وضعیت، نه اینکه ادامهاش دهد.
走开 zǒukāi کسی یا جایی را ترک کردن
终于,熊走开了。
Zhōngyú, xióng zǒu kāile.
بالاخره خرس رفت.
惊讶 jīngyà غافلگیر، متعجب
约翰很惊讶。
Yuēhàn hěn jīngyà.
جان خیلی متعجب شد.
意识 yìshí فهمیدن
约翰意识到他没有做到一个真正的朋友应该做的事。
Yuēhàn yìshí dào tā méiyǒu zuò dào yīgè zhēnzhèng de péngyǒu yīnggāi zuò de shì.
جان متوجه شد که کاری را که یک دوست واقعی باید انجام دهد را انجام نداده است..
悲伤 bēishāng غمگین، اندوگین
汤姆悲伤地走了,约翰又悲伤又羞愧。
Tāngmǔ bēishāng de zǒule, yuēhàn yòu bēishāng yòu xiūkuì.
تام با ناراحتی رفت و جان غمگین و شرمنده بود.
仔细 zǐxì با دقت
熊仔细地看着汤姆,舔了舔他的耳朵。
Xióng zǐxì de kànzhe tāngmǔ, tiǎnle tiǎn tā de ěrduǒ
خرس با دقت به تام نگاه کرد و گوش هایش را لیسید.
舔 tiǎn لیس زدن
熊舔了舔他的耳朵。
Xióng tiǎnle tiǎn tā de ěrduǒ.
خرس گوش هایش را لیسید.