却 què اما
“快看那儿!他们有一头驴却不骑。
“Kuài kàn nà'er! Tāmen yǒu yītóu lǘ què bù qí
اونجا رو ببین! اونا یه الاغ دارن اما سوارش نمیشن!
拴 shuān بستن ، محکم کردن
他们把驴的前腿和后腿分别拴在一起。
Tāmen bǎ lǘ de qián tuǐ hé hòu tuǐ fēnbié shuān zài yīqǐ.
پاهای جلو و عقب الاغ را جداگانه به هم بستند.
旁白 pángbái راوی ، گوینده ی داستان
克里,昌基,和品基 猪妈妈 狼威利旁白
کری، چانکی و خوک مادر پینکی به روایت ویلی گرگ
分别 fēnbié جداگانه، تفکیکا
他们的名字分别是克里,昌基,和品基。
نام آنها به ترتیب کری، چانگکی و پینکی است.
手提箱 shǒutíxiāng چمدان
三只小猪带着手提箱登场了。
سه خوک کوچک با یک چمدان ظاهر می شوند.
登场 dēngchǎng روی صحنه آمدن
三只小猪带着手提箱登场了。
سه خوک کوچک با یک چمدان ظاهر می شوند.
摇 yáo جنباندن، تکان دادن
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
خوک مادر دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
手帕 shǒupà دستمال گردن
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
مادر خوک دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
擦 cā پاک کردن
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
خوک مادر دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
眼泪 yǎnlèi اشک
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
مادر خوک دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.