手帕 shǒupà دستمال گردن
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
مادر خوک دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
擦 cā پاک کردن
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
خوک مادر دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
眼泪 yǎnlèi اشک
猪妈妈摇着手帕,擦着眼泪。
مادر خوک دستمالش را تکان داد و اشک هایش را پاک کرد.
茅草 máocǎo نی ، حصیر، بوریا
克里遇到一头卖茅草的山羊。
کری با بزی که کاهگل می فروشد ملاقات می کند.
间 jiān
واحد شمارش که برای اتاق ها، سالن ها، بخش های بیمارستان و غیره استفاده می شود.
我要盖一间茅草屋。
من می خواهم یک خانه کاهگلی بسازم.
教 jiāo درس دادن
猪妈妈教过她的儿子们,永远不要给陌生人开门。
خوک مادر به پسرانش آموخت که هرگز در را به روی غریبه ها باز نکنند.
陌生人 mòshēngrén غریبه
猪妈妈教过她的儿子们,永远不要给陌生人开门。
خوک مادر به پسرانش آموخت که هرگز در را به روی غریبه ها باز نکنند.