茅草 máocǎo نی ، حصیر، بوریا
克里遇到一头卖茅草的山羊。
کری با بزی که کاهگل می فروشد ملاقات می کند.
间 jiān
واحد شمارش که برای اتاق ها، سالن ها، بخش های بیمارستان و غیره استفاده می شود.
我要盖一间茅草屋。
من می خواهم یک خانه کاهگلی بسازم.
教 jiāo درس دادن
猪妈妈教过她的儿子们,永远不要给陌生人开门。
خوک مادر به پسرانش آموخت که هرگز در را به روی غریبه ها باز نکنند.
陌生人 mòshēngrén غریبه
猪妈妈教过她的儿子们,永远不要给陌生人开门。
خوک مادر به پسرانش آموخت که هرگز در را به روی غریبه ها باز نکنند.
尤其 yóuqí مخصوصا
尤其是长着锋利牙齿的陌生人!
مخصوصا غریبه ها با دندان های تیز!