吹 chuī باد وزیدن، دمیدن
不然我就吹啊,吹啊,把你的房子吹倒。
در غیر این صورت من منفجر میکنم، میدمم و خانهات را منفجر میکنم.
吹倒 chuīdǎo منفجر شدن ، داغان شدن
把你的房子吹倒。
خانهات را منفجر میکنم.
吃掉 chīdiào کامل خوردن
现在,小猪,我要吃掉你!
حالا خوک کوچولو تو را می خورم!
进场 jìnchǎng داخل شدن
昌基进场,沿着路走进来。
چانگجی وارد می شود و در امتداد جاده قدم می زند.
沿着 yánzhe پیش رفتن، جلو رفتن
昌基进场,沿着路走进来。
چانگجی وارد می شود و در امتداد جاده قدم می زند.
海狸 hǎilí سگ آبی
昌基遇到了一只买木头的海狸。
چانگجی با سگ آبی آشنا شد که مشغول خرید چوب بود.
自豪 zìháo افتخار ، غرور
昌基自豪的看着自己的新家。
چانگجی با افتخار به خانه جدیدش نگاه کرد.
锁 suǒ قفل
她来到一扇被锁的大门前面。
一头狼!快跑进里面,锁上门。
یک گرگ! بدوید داخل و در را قفل کنید.
به جلوی یک در قفل شده آمد.
砖头 zhuāntou آجر ، خشت
品基遇到了一匹卖砖头的马。
پینکی با اسبی آشنا می شود که آجر می فروشد.
屋顶 wūdǐng سقف
一只小猪困在屋顶上,他跑不掉了。
خوک کوچکی روی پشت بام گیر کرده و نمی تواند فرار کند.