锁 suǒ قفل
她来到一扇被锁的大门前面。
一头狼!快跑进里面,锁上门。
یک گرگ! بدوید داخل و در را قفل کنید.
به جلوی یک در قفل شده آمد.
砖头 zhuāntou آجر ، خشت
品基遇到了一匹卖砖头的马。
پینکی با اسبی آشنا می شود که آجر می فروشد.
屋顶 wūdǐng سقف
一只小猪困在屋顶上,他跑不掉了。
خوک کوچکی روی پشت بام گیر کرده و نمی تواند فرار کند.
烟囱 yāncōng دودکش
我要在烟囱上放多一块砖头。
من می خواهم یک آجر اضافی روی دودکش بگذارم.
困 kùn گیر افتادن
一只小猪困在屋顶上,他跑不掉了。
خوک کوچکی روی پشت بام گیر کرده و نمی تواند فرار کند.
滑 huá لیز خوردن
品基爬进烟囱,滑了下去。
پینکی به داخل دودکش رفت و به پایین سر خورد.
追赶 zhuīgǎn تعقیب کردن، دنبال کردن
狼正在追赶我们!
گرگ ما را تعقیب می کند!
盖子 gàizi در، سرپوش
品基盖上了盖子。
پینکی درب را بست.
锅很大,有一个盖子。
قابلمه خیلی بزرگ است ، یک درپوش دارد.