#ناشناس
من انقدر دوستون دادن یکسره دادم چک میکنم به خاطر همین دیدم اسم محمد اومد ذوق زده شدم مرسیییییی
🌱🌱
آقا محمد بیاد هممون ذوق میکنیم😂
نظر لطفتونه❤️
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس من انقدر دوستون دادن یکسره دادم چک میکنم به خاطر همین دیدم اسم محمد اومد ذوق زده شدم مرسییی
آخیییییییییییییییییییییییییییی لطف دارید شماااااا😭🤏🏻✨🎀
#حنانه
شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #رسول به گوشیه قط شده نگاه کردم خیر سرم گفتم بده عمو گوشیو همینجوری نشسته بودم که چند دقیقه
#رمان ✨
#رسول
ببین خب آخه چجوری بگم؟
دارن طلاق میگیرن
#احسان
چیییی؟
#رسول
والا ما هم نمیدونیم یهو حامد زنگ زد گفت به عمو مهدی بگو بیاید باهاتون حرف دارم رفتیم گفت علی و حنانه دارن از هم طلاق میگیرم دیگه رفتیم خونه علی اینا علی ام گفت من دیگه نمیخوام با حنانه زندگی کنمو این حرفا البته من که باور نمیکنم میدونم یه دلیل دیگه داره ولی نمیتونم ثابت کنم خودشم که حرف نمیزنه وقتیم که گفت من نمیخوام باهاش زندگی کنم عمو زد تو گوشش اونم از خونه زد بیرون بعد زنگ زد به حنانه نمیدونم چی گفت حنانه خانمم حالش بد شد اومدیم بیمارستان علیم داره میاد همین دیگه
#احسان
آخه یعنی چی!؟ علی و حنانه خانوم!؟ اونا که... باورم نمیشههههه
الان حالشون خوبه!؟
#رسول
آره خداروشکر بهتره
#احسان
خب پس برو من مزاحمت نمیشم چیزی شد خبر بده
#رسول
باشه، خداحافظ
#احسان
خداحافظ