شخصیتبازینعمتالهی💕
(اتاق عمل) خب آقا امیر حسین آماده ای؟ اصلا استرس نداشته باش ........................ خب بسم الله الر
همینطور که دکتر حرف میزد،هوشیاری منم کمتر میشد و خاموشی..🖤
#امیرحسین
همچنان رو زمین وا رفته بودم و با چشم بسته نشسته بودم تپش قلب داشتم و حواسم به اطرافم نبود
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
چند ساعت بعد...
امیر تو ریکاوری بود
هنوز به هوش نیومده بود
#احسان
نمیدونم چقدر گذشته بود ولی من همچنان اونجا نشسته بودم و چشمامم بسته بود نمیخواستم به هیچ چیز دیگه ای فکر کنم
#رسول
با احساس سوزش معدم چشمامو باز کردم
احسان چهار چشمی زل زده بود به من
تا دید به هوش اومدم پرید تو اتاق
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
با احساس سوزش معدم چشمامو باز کردم احسان چهار چشمی زل زده بود به من تا دید به هوش اومدم پرید تو اتا
خوبی داداش؟
جون نداشت حرف بزنه
فقط تونست پلکش رو باز و بسته کنه
خم شدم پیشونیش و بوسیدم
گفتم
نصف عمرم کردی تا به هوش بیای
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
اح..سا..نن؟ #امیرحسین
خم شدم کنار تختش
ـــ جانم داداش
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خم شدم کنار تختش ـــ جانم داداش #احسان
دَ..ر..د(نفس عمیق)دا..رم😖😖
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
دَ..ر..د(نفس عمیق)دا..رم😖😖 #امیرحسین
میگم پرستار بیاد برات مسکن بزنه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
میگم پرستار بیاد برات مسکن بزنه #احسان
نه!م..س..ک..ن نه..
می..خوا..م بیدار باشم
#امیرحسین